تبليغاتX
<p align="center"><font face="Tahoma" style="font-size: 8pt"><a target="_blank" href="http://www.bahar22.com"><span lang="fa" style="text-decoration: none">كد عكس تصادفی</span></a></font></p><p align="center"><script type="text/javascript" src="http://bahar22.com/ftp/other/14/mazhabi/mazhabi.js"></script></p>

امام علي (ع) مي فرمايد: دانش ارثي است ارزنده _ ادب زيوري است پاينده _ تفكر آينه اي است تابنده

جمعه 1390/11/07

علامه مصباح: خدای جبهه ها همان خدای عرصه سیاست است.

منبع: رجا نیوز

متن کامل سخنان مهم آيت‌الله مصباح يزدي در ديدار با اعضاي جبهه پايداري:
خداي جبهه‌ها همان خداي عرصه سياست است/ اگر در مسير امر و اراده‌ي خدا قرار بگيريد، حتماً پيروز هستيد

اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي شب گذشته با حضور در مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قم با آيت‌الله مصباح يزدي ديدار كردند. اين ديدار دومين ديدار اعضاي اين جبهه با علامه مصباح در ظرف يك ماه گذشته است.

به گزارش رجانيوز، آيت‌الله مصباح كه در ديدار قبل با يادآوري استقامت و پايداري رسول خدا و مؤمنان در صدر اسلام و عالم‌گير شدن دين مبين اسلام در عصر كنوني، تأكيد كرده بود "چنانچه هر كاري در مسير الهي و توأم با استقامت باشد، آثار آن محدود به همان زمان نخواهد ماند و در آينده نيز اثراتي خواهد داشت كه شايد حتي بانيان آن حركت نيز نتوانند تصور آن را بكنند"، در ديدار شب گذشته نيز بار ديگر خلوص و جهت الهي در كارها را مورد تأكيد قرار داد.

رئيس مؤسسه امام خميني كه جبهه‌ي پايداري تحت نظارت و هدايت اين فيلسوف و فقيه شناخته شده فعاليت مي‌كند، ابتدا جريان‌هاي سياسي فعال در انقلاب اسلامي را به سه دسته تقسيم كرد و در توضيح هر يك گفت: برخي معتقدند كه اسلام يك برنامه فردي است و محتوا و برنامه‌ي اجتماعي براي اداره‌ي كشور ندارد، بنابراين، بايد صرفاً به علوم روز اتكا كرد و دين را در عرصه‌هاي اجتماعي مانند سياست و اقتصاد دخالت نداد.

وي در تبيين نگرش گروه دوم خاطرنشان كرد: عده‌ي ديگر اگرچه به اسلام معتقد هستند اما به بهانه‌ي "مصلحت" مي‌گويند براي پيشرفت كشور نياز است كه نگاه‌هاي ليبرالي و افراد تكنوكرات به‌كار گرفته شوند و با نگاه فن‌سالارانه در اقتصاد و مديريت حركت كرد.

آيت‎الله مصباح با يكي دانستن نتيجه‌ي هر دو نگاه فوق، به نگرش ديگري نيز اشاره كرد كه نگاه نيروهاي جبهه‌ي انقلاب و ولايت براي اداره كشور است كه بر مبناي اين نگاه، با اعتقاد كامل به اسلام و ايمان به اينكه اسلام براي تمام حوزه‌ها و شئون برنامه دارد، بايد به سمت استخراج و فهم اين برنامه‌ها حركت كرد.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با يادآوري اينكه "امام خميني به همه‌ي ما ياد داد كه خداوند قبل از هر جا در ميدان سياست است"، افزود: من اين باور را از گذشته داشته‌ام و هر روز نيز نشانه‌هاي بيشتري براي آن يافته‌ام كه خداي جبهه‌هاي دفاع مقدس، همان خداي دانشگاه‌ها، همان خداي حوزه‌هاي علميه و همان خداي عرصه‌هاي سياست و اقتصاد است.

علامه مصباح با يادآوري شرايط مسلمين در جنگ بدر و پيروزي آن‌ها در شرايطي كه به تعبير قرآن كريم مؤمنين خوار شده و در حالت ذلت بودند، بيان داشت: قرآن كريم مي‌فرمايد "انتم اذلة" اما خداوند دعاي پيامبر اكرم را كه عرضه داشت خدايا اگر مي‌خواهي در روي زمين مؤمناني بمانند كه بندگي‌ات را كنند، اجابت فرمود و با ملائكه‌اش آن‌ها را ياري و نصرت كرد.

استاد علوم عقلي و نقلي حوزه علميه قم ادامه داد: همان خدايي كه در جبهه‌ها آن معجزات را آفريد و آن پيروزي‌ها را براي ما رقم زد، مي‎تواند به ذهن جوانان دانشگاهي ما مسائلي را بياندازد كه دانشمندان جهان متحير بمانند.

وي با انتقاد از رواج سياست‌ورزي غيرمؤمنانه و بي‌توجهي به نقش خداوند در عرصه سياست تأكيد كرد: خداي سياست نيز همان خداي جبهه‌ها و دانشگاه‌ها است اما متأسفانه حتي برخي از افراد متدين ما به‌ويژه در عرصه سياست تصور مي‌كنند كه براي پيروزي و جلوگيري از شكست‌هاي ظاهري مجبور هستند كه از همان روش‌ها و ابزارهاي غيرمؤمنانه غربي‌ها استفاده كنند و هر جا پول باشد، بُرد با آن‌هاست.

علامه مصباح يزدي افزود: در اين نوع از سياست ورزي، قدرت و ثروت اصل است و بر همين اساس، فلان آقا از يك كشور اروپايي براي تبليغات و تنظيم روش‌ها و شعارهاي تبليغي‌اش مشاور استخدام مي‌كند و به ايران مي‌آورد.

وي با بيان اينكه، اين افراد عمدتاً و حتي بر اساس همين محاسبات مادي نيز ناكام هستند، اضافه كرد: برخي از آن‌ها از اول انقلاب تاكنون دارند هزينه‌هاي سنگين مي‌كنند اما حتي نتوانسته‌اند، به‌عنوان نماينده به مجلس بروند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني در تبيين وظيفه‌ي سربازان جبهه‌ي حق خاطرنشان كرد: بايد به وعده‌ي خداوند مطمئن بود و براي خدا كار كرد كه اگر جهت كار الهي و براي خدا شد، خداوند نيز بر اساس وعده‌ي "ان تنصروا الله ينصركم" حتماً ياري مي‌كند.

وي با تأكيد بر شناخت صحيح وظيفه و عمل به آن، گفت: بايد وظيفه را به درست شناخت و سپس بر روي آن ايستاد و پايداري كرد.

آيت‌الله مصباح يزدي افزود: اكنون در امتحان بزرگي قرار داريم كه بايد اخلاص و ايمان خود را به ولايت فقيه اثبات كنيم و بر اساس اين نگاه چه در ظاهر شكست بخوريد، چه پيروز شويد و چه حتي آبروي‌تان برود، پيروز هستيد، چرا كه مهم عمل به تكليف و وظيفه است.

وي با بيان اينكه هجمه‌ي كنوني به ولايت فقيه در طول تاريخ در مقايسه با ساير هجمه‌هاي تبليغاتي بي‎سابقه است، اظهار داشت: تمام جبهه كفار و مشركين با تمام قدرت و ابزارهاي تكنولوژيك، اقتصادي و سياسي خود همين يك نقطه را هدف‌گيري كرده‌اند اما خداوند هر روز مقام ولايت را عزيزتر مي‌كند.

علامه مصباح با يادآوري آيه‌ي شريفه‌ي "و الله غالب علي امره" افزود: امر و اراده‌ي خدا هيچ‌گاه شكست نمي‌خورد و اگر فرد و جرياني نيز در مسير اين اراده و امر قرار گرفت، غالب و پيروز است.

وي در خصوص انتخابات مجلس نهم نيز تأكيد كرد كه مسئله عمده و وظيفه‌ي اصلي شناخت افراد اصلح و مفيد براي اسلام و انقلاب به‌منظور ورود به مجلس است كه اگر اين كار به‌درستي انجام شود، هيچ شكستي در آن نيست.

رئيس مؤسسه امام خميني خطاب به اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري تصريح كرد: از كانديداهاي اصلح با امكانات و ابزارهاي مشروع حمايت و آن‌ها را در هر نقطه از كشور ترويج و تبليغ كنيد.

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 17:55 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه 1390/11/04

آیت الله مصباح یزدی: سایه مقام معظم رهبری بر سر ماست.

 علامه مصباح يزدي: ليدرهمه ما رهبر معظم انقلاب است/اطاعت ازرهبري، مبارزه با فتنه و خط انحرافي مورد تاكيد ماست
تاريخ  :  1390/10/03
 بنده هيچ وقت نگفتم كه با جبهه پايداري كاري ندارم؛ چيزي كه گفتم اين بود كه من ليدر اينها نيستم بلكه ليدر همه ما رهبر معظم انقلاب است / مسئله اين است كه حالا كه پشيمان شد و توبه كرد توبه اش هم قبول شد، معنايش اين است كه ما او را مثل آن كسي كه بصيرت داشت و فتنه را شناخت و فرياد زد و به كمك رهبري آمد، حساب كنيم و آن اعتمادي كه به او داشتيم، به اين فرد هم داشته باشيم، يا نه؟ پس نمي توانيم همان جايگاه قبل را به او بدهيم تا مطمئن شويم كه واقعا همه چيزش تغيير كرده تا هر وقت تشخيص داديم و واقعا ثابت شد كه تصميم دارد جبران كند/اول اطاعت مطلقه از رهبري، دوم مبارزه با فتنه جويان، سوم مبارزه با خط انحرافي كه در كنار دولت تشكيل شده؛ اين موارد، مورد تاكيد ماست، شايد مقام معظم رهبري براي دوره دوم رياست آقاي احمدي نژاد وقتي متوجه شدند كه مي تواند اين فرد (مشايي) يك منشأ خطري شود، خواستند جلوي آن را بگيرند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ؛ حضرت آیت اللهمصباح یزدی این هفته در مصاحبه ای مشروح با هفته نامه 9دی درباره مسائل جاری روز، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، جبهه متحد ،فتنه، نقش خواص و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و ...بیاناتی داشته اند که در همین راستا؛ متن کامل آن باستحضار خوانندگان می رسد:

خیلی متشکریم که حضرتعالی لطف کردید و اختیار هفته نامه 9 دی قرار دادید تا در خصوص موضوعات مهم روز و از جمله در خصوص روز با ارزش 9 دی که به سالگردش نزدیک هستیم با شما به سخن بنشینیم و از رهنمودهای حضرتعالی بهره ببریم. البته ما سال گذشته هم این توفیق را داشتیم که در سالگرد 9 دی خدمت شما باشیم و برای هفته نامه 9 دی این یک افتخار و ارزش است که یکی از چند رسانه ای است که چنین فرصتی را پیدا می کند تا در خدمت یکی از یاران بابصیرت و شجاع مقام معظم رهبری باشد. امیدواریم که ما لایق این توجه شما باشیم و بتوانیم تا آن روزی که این هفته نامه منتشر می شود، رسالت های 9دی را که خیلی مورد توجه مقام معظم رهبری هم هست، پیگیری و خط درستی را دنبال کنیم و البته نیاز به توجه و تذکر بزرگانی مثل حضرتعالی هم داریم که به آن دل هم بسته ایم.

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین؛ انشاءالله که در این مسیر موفق باشید. البته برداشت ها و قضاوت های دیگران درباره اشخاصی مطرح هست که شاید قضاوت آدم از خودش همیشه با قضاوت های دیگران وفق نداشته باشد؛ این عناوین اعم از حوزوی و غیر حوزوی و بسیاری از امور دیگری که گفته می شود، هیچکدام از اینها بنده لایقش نیستم. بنده خودم را یک طلبه ساده ای می دانم که از سال های دور دغدغه دینی و فرهنگی دارد، همین. بنده بیشتر از این چیزی ندارم.

*به هر حال ما از شما متشکریم. اگر اجازه دهید ما اولین سئوال را از اینجا شروع کنیم که خیلی ها آیت الله مصباح را با وجهه علمی و شأن علمی شان می شناختند. هر چند ما که کتاب زندگانی حضرتعالی را در دفتر جریان شناسی چاپ کرده ایم، اطلاع داریم که این شخصیت هم قبل و هم بعد از انقلاب در بزنگاه های مختلف به ویژه در حوزه فرهنگ، حضور داشتید و مؤثر بوده. اما دوره اصلاحات یک ویژگی خاصی داشت؛ که شما خیلی صریح تر وارد میدان شدید و با حضور در شهرها برخی از انحرافات موجود شخصیت های آن روز را تبیین کردید؛ من می خواهم درباره همین مورد سئوال کنم که واقعا چه شد و چه ضرورتی آن روز حس شد؟

همانطور که گفتم بنده خودم را لایق این عناوین نمی دانم. ما یک طلبه ای بودیم درس می خواندیم و در سال 31، 32 هم به قم آمدیم. یکی از نعمت های بزرگی که خدا نصیبمان کرد، حضور در درس حضرت امام، آشنایی با افکار و منش و شخصیت ایشان و البته در کنارش هم آشنایی با مرحوم علامه طباطبایی و بعضی از بزرگان دیگر بود.

از همان وقت یاد گرفتیم که باید نسبت به مسائلی که به نحوی ارتباطی با دین دارد و ممکن است لطمه ای به دین بزند حساس باشیم. حالا شاید با توجه به یک سری عوامل فرهنگی، تربیتی، فرهنگی، خانوادگی زمینه اش فراهم شده بود؛ خود طلبگی هم که به عنوان خدمتگذاری مقدس حضرت ولی عصر ارواحنافداه هست، 

یک چنین مسئولیتی را ایجاب می کند که انسان نسبت به خطرهایی که متوجه دین می شود، حساس باشد. این بود که ما هر وقت احساس می کردیم که در بین مسائل اجتماعی سیاسی فرهنگی کشور چیزی در معرض این هست که خطری را متوجه دین کند، حساسیت خاصی پیدا می کردیم؛ تحلیل روانشناختی این را الان درست نمی توانم بگویم که چه عواملی موجب شده بنده این طور بشوم ولی این یک واقعیتی است

بالاخره طولی نکشید که در سال 40 به بعد، خود حضرت امام وارد میدان سیاست شد. زمان مرحوم آیت الله بروجردی شاید ایشان صلاح نمی دانستند یا شرایط طور دیگری بود که خود ایشان مستقلا و مستقیما وارد عرصه سیاست نمی شدند اما بعد از رحلت حضرت آیت الله بروجردی، حضرت امام وارد عرصه سیاست شدند و محوریت پیدا کردند. یکی از نتایج حرکت ایشان این بود که یک عده از فضلای جوان به فکر این افتادند که برای حمایت از دین و اسلام، باید فعالیت جمعی کرد، با کارهای فردی و نوشتن یک مقاله و یک سخنرانی، این مشکل حل نمی شود، مخصوصا با اوامری که امام می فرمودند. این بود که بالاخره یک عده ای تصمیم گرفتند یک جمعیتی از فضلای آن روز را تشکیل دهند. از شانس خوب ما و خواست خدا یا از سوء انتخاب آقایان، به هر حال ما هم جزء این جمعیت انتخاب شدیم و یک گروه 11 نفری تشکیل شد که چند تن از آنها مرحوم شدند.

*اسامی این گروه یازده نفره را می توانید بفرمائید؟

مرحوم آقای ربانی شیرازی، آقای منتظری، آقای مشکینی، آقای حائری تهرانی، آقای امینی اصفهانی، آقای قدوسی، مقام معظم رهبری، آقای سیدمحمد خامنه ای، آقای هاشمی و آقای آذری قمی؛ حقیر هم خدمتگذارشان بودم. خب وظایف مختلفی برای این جمع مطرح بود، بعضی ها سیاسی خالص بودند، بعضی ها عناوین فرهنگی داشتند، بنده بیشتر توجهم به مسائل دینی بود. همان زمان ها در بین طرفداران مبارزه و مخالفین رژیم زمینه یک انحراف و التقاطی مطرح بود. خب برخی دوستان دیگر، این انحراف و التقاط را خیلی جدی نمی گرفتند یا توجیه می کردند؛ گاهی حتی از آن اشخاص منحرف به خاطر اینکه فعالیت های چشمگیری در آن زمان انجام می دادند، حمایت هم می کردند. بنده نسبت به مسائل دینی خیلی حساس بودم که نکند این زمینه یک انحراف دینی و مذهبی را به وجود بیاورد. شاید زحمت برخی از فعالیت ها در این عرصه از عرصه سیاسی و غیر سیاسی دیگر کمتر هم نبود ولی دغدغه شخصی خودم از همان ابتدا مسائل دینی بود

*یعنی شما به نوعی مسائل دینی و اعتقادی را ریشه فعالیت های دیگر می دانستید و انحراف در آن را موجب انحراف در مسائل سیاسی و فرهنگی دیگر می دیدید؟

این طور فکر می کردیم، تا دیگران چگونه قضاوت کنند. به همین جهت حتی در درس و بحث و جلسات هم محور اصلی بنده دفاع از حقائق اسلام و مبارزه با انحرافات بود. حتی در مدرسه حقانی و جاهای دیگر، درسی را که انتخاب می کردیم در کیفیت القاء درس و پیگیری اش همین جهت را دنبال می کردیم.

این را هم عمدتاً از حضرت امام یاد گرفته بودیم، حالا نمی گویم منحصرا از ایشان، اما عامل محرک و قوی اش فرمایشات ایشان، خط مشی زندگی ایشان و سیره ایشان بود. تا اینکه انقلاب پیروز شد. در اوائل انقلاب انتظار اینکه یک نظام ثابت جاافتاده ای که همه جهات اسلامی در آن رعایت بشود و یک نظام ایده آلی باشد، خیلی توقع بی جایی بود، فکر نمی کنم که هیچ عاقلی چنین توقعی داشت. آن وقت سعی بر این بود تا آنجا که ممکن است مسئله اسلام جدی گرفته شود، لااقل اسم اسلام همه جا برده شود تا این مفهوم زنده شود

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 16:41 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه 1390/04/27

مقام معظم رهبري: شعر در وصف امام زمان(عج)

شعر رهبر انقلاب تقدیم به امام زمان (عج)



دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است
جان را هواي از قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست كه سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است

دستم نمي رسد كه دل از سينه بركنم
باري علاج شكر گريبان دريدن است

شامم سيه تر است ز گيسوي سركشت
خورشيد من برآي كه وقت دميدن است

سوي تو اين خلاصه گلزار زندگي
مرغ نگه در آرزوي پركشيدن است

بگرفت آب و رنگ زفيض حضور تو
هرگل دراين چمن كه سزاوار ديدن است

با اهل درد شرح غم خود نمي كنم
تقدير قصه دل من ناشنيدن است

آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا
روزي (امين) سزا لب حسرت گزيدن است
نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 12:13 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه 1389/12/11

فناوری های ارتباطی و رسانه های خبری - شبکه العالم

نقش رسانه های خبری

 

در سیاست خارجی

 

 

با تاکید بر شبکه العالم

 

 

مقدمه

—زمينه ساز جهاني شدن ، پيشرفت فناوري اطلاعات و گسترش هرچه بيشترروابط بين الملل بوده است. درواقع توسعه ارتباطات بستري را فراهم
آورده است كه درآن پديده هاي مختلف برد جهاني مي يابد. بهره مندي پديده هاي مختلف از فناوري اطلاعات اين امكان را فراهم مي كند كه آنها در عرصه جهاني خود را عرضه كنند يا حتي بر جهانيان تحميل نمايند.
—انقلاب سوم تكنولوژيك در پايان قرن بيستم در حوزه ارتباطات و اطلاعات ، تحولات اساسي به همراه آورده است.
—تكنولوژي اطلاعاتي – ارتباطي ، كميت و كيفيت اطلاعات قابل دسترس در سطح جهاني را به شيوه اي انقلابي و بي سابقه دگرگون ساخته و تكنولوژي ماهواره اي موجب ظهور رسانه هاي الكترونيكي در سطح جهان شده است. درنتيجه فاصله مكاني و جغرافيايي معناي خود را از دست مي دهد و حوزه مشتركي در سطح جهان پديدار مي شود. (جواد سوري،1380،ص6)

—بنابر اين ارتباطات به طور عمده از طريق رسانه صورت مي گيرد و رسانه به دليل قابليت جهاني شدن تكنولوژي و نيز پيام منتشر شده از آن، بعدي جهاني دارد.(سليمي، 1389، ص380)
—رسانه ها همواره به عنوان يكي از مهمترين ابزارهاي ارتباطي – اطلاعاتي در اين ميان نقش بسيار مهمي در پيشبرد سياست خارجي كشورها داشته اند. اما با پيشرفت شگرف در اين حوزه و به وجود آمدن رسانه هاي نوين اين نقش بسيار پر رنگ تر شده است. پرسش تحقيق اين گونه طرح شده است : ‹‹فناوري هاي نوين ارتباطي – اطلاعاتي چه تحولي در شيوه اتخاذ و اجراي سياست خارجي داشته اند و چگونه در عمل در پيشبرد آن نقش  ايفا مي نمايند؟››
— فرضيه تحقيق بيان مي دارد كه: ‹‹فناوري هاي نوين ارتباطي- اطلاعاتي شيوه هاي سنتي ديپلماسي را كه متكي به مذاكره و حضور مستقيم ديپلمات هاي رسمي بود، با تغييرات اساسي روبه رو ساخته است. رسانه هاي بين المللي و وسايل ارتباطي جديد در كنار ديپلماتها به پيشبرد سياست خارجي كشورها از طريق نفوذ در افكار عمومي جهاني و تأثيرگذاري بر رهبران سياسي ياري مي رسانند.››
 
شبکه العالم
 
—رسانه ها به عنوان يكي از ابزارهاي مؤثر ايران جهت ايفاي نقش منطقه اي و بين المللي در سياست خارجي محسوب مي شوند. كشورهايي كه نسبت  به قالب هاي قدرت نرم توجهي نداسته باشند، نمي توانند نقش مؤثر قدرت سازي و تعامل منطقه اي ايفا نمايند. جمهوري اسلامي ايران نيز با راه اندازي شبكه العالم خود را در قامت رقيبي قابل توجه نشان داد.
—حسين بهشتي پور نخستين مدير شبكه العالم نيز در اين باره مي گويد: ‹‹ تأسيس شبكه العالم يك امكان ملي خواهد بود. اين شبكه مي تواند ابزار مناسبي براي بيان مواضع جمهوري اسلامي ايران باشد. اين وسيله به ما كمك مي كند تا حرف خودمان را اولاً سريع و به موقع بزنيم و ثانياً به زباني حرف بزنيم كه براي مردم دنبا قابل فهم باشد.›› اين شبكه در مدت كم فعاليت خود با وجود برخي كاستي ها ، تأثير قابل تأملي داشت. العالم در رويدادهايي همچون حمله نيروهاي خارجي به عراق و وقايع پس از آن ، موضوع تجاوز ملوانان به مرزهاي آبي ايران و به ويژه در جنگ 22 روزه نقش مهمي در تأثير گذاري بر اين رويدادها از خود بر جا گذاشت.
 

از اين رو جهت بررسي نقش فناوري هاي نوين ارتباطي – اطلاعاتي در سياست خارجي و براي عيني تر شدن مباحث تئوريك فوق به بررسي نقش شبكه العالم در پيشبرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در سه رويداد مهم منطقه اي همچون:

—حمله نيرو هاي ائتلاف به عراق و اشغال يك كشور
—قضيه ملوان هاي انگليسي
—جنگ 22 روزه لبنان
پرداخته مي شود
 
 
 اشغال عراق
 
 
—با تهاجم ايالات متحده آمريكا به عراق، شبكه العالم كه چند روز از تأسيس آن مي گذشت به سرعت فعاليت خود را گسترش و پخش برنامه اي خود را به 24 ساعت افزايش داد . اين شبكه با اعزام خبرنگاران متعدد و استقرار تجهيزات فني در عراق پوشش بسيار وسيعي از درگيري هاي نيروهاي ائتلاف و ارتش صدام به نمايش گذاشت. روزنامه نيويورك تايمز در مقاله اي مي نويسد: ‹‹ با وصل شدن تدريجي برق قسمت هاي مختلف بغداد، عراقي ها اين امكان را يافتند كه پس از هفته ها براي اولين بار از تلويزيون استفاده كنند، ولي اين اخبار نه از ايستگاه تلويزيوني عراق و نه از ايستگاه تلويزيوني آمريكا، بلكه از ايران پخش مي شد. تلويزيون العالم، شبكه خبري است كه بيشتر عراقي ها آن را تماشا مي كنند. اين شبكه تنها منبع واقعي خبر در طول جنگ محسوب مي شود و تنها رقيب آن گزارش هاي كسل كننده خبري دولت عراق بود كه عراقي ها اندكي به آن اعتماد داشتند.›› (نيويورك تامز،آوريل2003)
 
 
—العالم پس از اشغال عراق در راستاي سياست خارجي ج.ا.ايران براي حفظ تماميت عراق و مصونيت از آسيب اشغالگران تلاش نمود. اين شبكه براي تأثير گذاري بر تحولات عراق به روشنگري در مورد سياستهاي اشغالگران و پوشش اعتراضات مردمي به اين سياست پرداخت.
—سا یت خبري (Free Republic) در اين زمينه مي نويسد: ‹‹ زماني كه حدود 300 تبعيدي، رهبران قومي و ديگر سياست مداران عراقي با مقامات آمريكايي ملاقات كرده تا درباره برنامه آينده عراق گفتگو كنند. مردم عراق تصوير متفاوتي را مشاهده مي كردند و خواهان برقراري عدالت بودند. اخبار اين حوادث توسط شبكه بين المللي العالم پخش مي شد. اين اخبار دليل واضحي است كه چگونه آمريكائيان كه برنده جنگ عليه صدام حسين بودند ، تا كنون جنگ ارتباط با مردم عراق را به العالم باخته بودند. العالم روز به روز با گزارش هاي خود بينندگان بيشتري را جذب كرده و ناكامي آمريكا در عراق را به تصوير مي كشيد.›› (Free Republic.com)
—شبكه العالم در جريان دولت سازي در عراق با لحن ملايمي در مورد اين رويداد سخن گفت و توانست نگاه مثبتي از خود در بين شوراي حكومتي عراق برجا گذارد. سايت خبري MCN با درج مطلبي در اين زمينه اذعان مي دارد: ‹‹ شبكه الجزيره يك رقيب جديد دارد و اين رقيب از يك كشور عربي مثل امارات متحده عربي كه
 
—تلويزيون ابوظبي را دارد يا عربستان سعودي كه شبكه العربيه را راه اندازي كرده ، نيست، بلكه اين شبكه خبري العالم به معناي جهان است كه از سوي ايران راه اندازي شده است. اين شبكه با وجود شباهت هايي با الجزيره در كمال تعجب ، تجزيه و تحليل هاي متعادل تري از تلاشهاي دولت سازي در عراق و پوشش خبري مثبتي از شوراي حكومتي اين كشور ارائه مي كند . با اين كه اين شبكه از سياستهاي آمريكا در عراق انتقاد مي كند ولي برخلاف الجزيره از اعضاي شوراي حكومتي عراق انتقاد نمي كند و اين باعث شده است موقعيت بهتري در عراق بدست آورد.›› (www.MCN.com)
—شبكه العالم در مدت كوتاهي توانست جايگاه ممتازي در عراق كسب نمايد. ديپلماسي رسانه اي ايران در عراق ، مقابله با جنگ رواني اشغالگران بود و شبكه العالم توانست تأثيرات شگرفي بر معادلات سياسي در عراق بگذارد و افكار عمومي اين كشور را با اهداف خود همسو نمايد.
—نفوذ العالم در عراق موجب انتقاد رسانه هاي آمريكا از سياستهاي رسانه اي اين كشور در عراق شد. روزنامه واشنگتن تايمز در تحليلي از وضعيت عراق مي نوسيد: ‹‹ از اشتباهات بزرگ در عراق، اجازه حضور به تلويزيون ايراني العالم بود كه اغلب مردم عراق از آن خبر مي گيرند››
 
 
—به گفته برخي مأموران آمريكايي تلويزئون العالم به مردم عراق تفهيم مي كند كه امپرياليسم همواره در پي تحقير و در دست گرفتن اراضي مسلمانان بوده است. اين امر كه چرا اشغالگران تا دو ماه پس از جنگ به فكر انتقال پيام هاي تلويزيوني خود به مردم عراق نبوده اند نشانگر آن است كه آمريكا براي نيازهاي بعد از جنگ ، راهكاري نداشته است.(واشنگتن تايمز، ژوئن2003)
—شبكه فاكس نيوز نيز اعلام كرد: ‹‹ شبكه العالم در اخبار خود مدعي شكست تلاشهاي آمريكا براي بازسازي عراق است.›› اين شبكه همچنين از پوشش تظاهرات ضد آمريكايي در عراق توسط العالم انتقاد كرد.
—يك مركز تحقيقات خصوصي در واشنگتن (Analytical Report Iran) در گزارش تحليلي از عملكرد العالم در عراق مي نويسد ‹‹ العالم در حقيقت با تأكيد بر انسجام شيعيان و اتحاد اسلامي مردم عراق و نمايش يأس و نااميدي استيلا يافته بر مردم اين كشور كه ناشي از اشغال گري آمريكا بود، چالش عظيمي براي رسانه هاي آمريكايي تلقي مي شد. اين شبكه با پوشش مستمر اخبار مربوط به عقب نشيني نيروهاي آمريكايي، تضعيف هرچه بيشتر اين نيروها را نمايان مي ساخت.››
 
 
—در ادامه اين گزارش مي آيد: ‹‹ شبكه العالم برخلاف رسانه هاي غربي به طور مستمر از انفجار بالگردهاي نظامي خبر مي داد. اين شبكه در برجسته ساختن عقايد و ديدگاههاي د.لتمردان ضد آمريكايي عراق نيز سهم به سزايي برخوردار است. يكي از نمايندگان مجلس عراق ، طي مصاحبه اي با اين شبكه چنين اظهار مي دارد: نيروهاي اشغالگر آمريكايي از اين كه به حرف مردم عراق گوش كنند، همچنان طفره مي رند و سعي بر عقب نشيني دارند.›› (گزارش تجزيه و تحليل ايران، 2003)
—تأثير گذاري العالم در افكار عمومي عراق به حدي بود كه رامسفلد وزير دفاع ايالات متحده مي گويد: ‹‹ ما اشتباه كرديم در ديپلماسي رسانه اي وارد نشديم و شايد به اين علت بود كه خود را قدرت برتر مي ديديم اما يك شبكه كوچك مانند العالم توانست عملكرد خوبي از خود نشان دهد.›› (www.hamshahrionlin.com)
—در جمع بندي اقدامات  العالم در عراق مي توان به مقاله ‹‹ سباستين آشر›› در سايت بي بي سي اشاره كرد: ‹‹ فضاي حرفه اي و شيوه ماهرانه تهيه و پخش برنامه ها و گزارش هاي خبري شبكه العالم كه گوياي سياست هاي داخلي و خارجي ايران است توانسته توجه بخش عمده اي از بينندگان عراق را به خود جلب كند كه به نوبه خود به گسترش نفوذ ايران در عراق بعد از صدام كمك كرد.›› (www.bbc.co.uk)
 
 
—يك سال بعد از تولد شبكه العالم در اوج اشغال عراق، مؤسسات نظرسنجي غربي اعلام مي كنند كه 75 درصد از بينندگان تلويزيون در عراق شبكه العالم را مي بينند و اين شبكه، به دليل پخش سريع و صحيح اخبار عراق و همين طور سهولت دريافت تصاويرش در اين كشور، پربيننده ترين شبكه عراق است. در دومين سالروز  تولد شبكه ماهواره اي العالم يك سازمان غير دولتي به نام ‹‹ المعهد الوطني العراقي للتأهيل و الترتيب الاعلامي›› در شهر بغداد ، نجف، كركوك، سليمانيه و بصره يك نظرسنجي انجام داد و نتيجه گرفت  :  5/ 78درصد ساكنان نجف ، 66 درصد ساكنان كركوك ، 59 درصد ساكنان سليمانيه، 53/6 درصد ساكنان بغداد و 43/2 درصد ساكنان بصره جزء بينندگان العالم هستند.
 

ملوانان انگليسي

—در مورد اعترافات ملوانان  انگليسي، اين شبكه سهم عمده اي در پيشبرد امور ديپلماتئک بر عهده داشت. خبر اول دستگئری شان و سپس پوشش خبري كامل از آزادي ملوانان انگليسي حاكي از آن بود كه اين سربازان از نوع رفتار دولت مردان ايراني بسيار خرسند و سپاسگذار بودند. شبكه العالم افشاء نمود كه دولت هاي غربي در مسأله تجاوز دريانوردان انگليسي به آب هاي داخلي ايران ، همواره در تلاش هستند تا ديدگاه غير منطقي خود را با زورگويي هر چه تمام بر ايران تحميل نمايند.
—اين شبكه همچنين در برجسته ساختن رسوايي مربوط به فروش اظهارات بي اساس سربازان انگليسي به رسانه هاي اين كشور نيز عملكرد قابل توجهي داشت. به هر حال آنچه مشهود است گزارش هاي ارسالي از اين شبكه ضعف عملكرد مقامات انگليسي در حل بحران را نمايان ساخت. (گزارش تجزيه و تحليل ايران، 2006)
—سايت word news editor در اين زمينه مي نويسد تقريباً الان بعد از مدتي كه از به اسارت گرفتن 15 تن از نيروهاي دريايي انگليس مي گذرد، يك قضيه بسيار از نگاهها دور ماند و آن نقش رسانه ها و به خصوص شبكه العالم به عنوان بزرگترين بازيگر و برنده اين رويدادها است.

 

—از ابتداي گروگان گيري بحث هاي زيادي در انگليس درگرفت و يكي از مهمترين آنها مربوط به شبكه العالم بود كه تقريباً تمام خبرهاي اين ماجرا را پوشش داد و از اولين شبكه هايي بود كه منبع خبري در اين زمينه محسوب مي شد. مي توان گفت تمامي فليم هايي كه از اسارت انگليسي ها پخش شد ابتدا در العالم به نمايش در مي آمد . اين امر با عث خشم سياستمداران انگليسي شد تا آنجا كه بسياري پخش تصاوير سربازان انگليسي درشبكه العالم را شكستند ابهت انگليس در خاورميانه دانستند. اين امر تا آنجا پيش رفت كه اين شبكه در خاورميانه به جايگاه بالاتري دست يافت به گونه اي كه ناخوشنودي اعراب را هم در پي داشت. تصور اينكه يك شبكه عربي اولين اخبار را در اين باره به عربي پخش مي كند، نگراني اعراب را از نفوذ اين شبكه تا آنجا پيش رفت كه در بسياري از كشورهاي عربي به موضوعي براي مباحثه تبديل شدو از آن به عنوان گام بزرگ ايران و شبكه العالم در نفوذ به جهان عرب ياد شد. به نظر ميرسد در اين قضيه ايران، خاورميانه بزرگ را هدف قرارداده بود. (www.wordnewseditor.com)

 

 

جنگ 22 روزه غزه

—با شدت گرفتن حملات هوايي اسرائيل به نوار غزه العالم برنامه هاي روزانه خود را قطع و به طور گسترده اي به پوشش خبري رويدادهاي غزه پرداخت. رژيم صهيونيستي با اتكا به نفوذش در رسانه هاي معتبر جهاني پيش از آغاز درگيري، برنامه دروني را براي جلوگيري از پوشش اخبار جنگ خارج از نظارت خود تدارك ديده بود. اما از ساعات اول تهاجم با تلاش چند رسانه نه چندان مطرح تمام برنامه هاي رسانه اي و تبليغاتي اسرائيل به هم ريخت و رسانه هايي مثل: الاقصي، المنار، الجزيره، پرس تي وي، و به وبژه العالم توانستند با تلاش شبانه روزي چشم جهانيان را روي اقدامات ضد انساني رژيم صهيونيستي بگشايند.
—العالم توانست با خبر رساني سريع و شفاف از غزه تحت محاصره و زير آتش و همچنين نمايش حملات اسرائيلي ها و در پي آن وضعيت وخيم مردم اين شهر، افكار عمومي جهاني را متوجه مردم غزه و كشتار آنان نمايند.

 

—سايت (New America Media) در تحليلي از نقش العالم در آگاه سازي افكار عمومي جهاني از اين وضعيت مي نويسد:شبكه العالم در طول روز بارها سخنان آيت اله خامنه اي و سيد حسن نصراله را همراه با تصاوير كشتار وحشتناك شهروندان فلسطيني پخش مي كند . اين شبكه همچنين با ساخت كليپ هايي از اين پيامها و ده ها كليپ ديگر توجه افكار عمومي جهاني را متوجه وضعيت اسفناك غزه نموده است. اين تصاوير موجب به وجود آمدن حجم وسيعي از مخالفت هاي مردم كشورهاي عربي و اسلامي گرديد. (www.newanericamedia.com)
—اسرائيل كه نسبت به اطلاع رساني شبكه العالم احساس نگراني مي كرد، موانعي را براي خبرنگار اين شبكه در غزه در طول حملات خود به به اين شهر اعمال نمود. آنها <خضر شاهين >خبرنگار شبكه العالم كه خبر آغاز حمله زميني نيروهاي ارتش رژيم صهيونيستي به نوار غزه را شامگاه روز شنبه سوم ژانويه مخابره كرده بود همراه همكارش به اتهام نقض قانون نظارت (سانسور) و انتشار بدون هماهنگي خبر حمله زميني به غزه دوشنبه پنجم ژانويه بازداشت كردند.

 

 

—العالم براي مقابله با جنگ رواني رسانه هاي اسرائيلي و همسو با اين رژيم با مطرح كردن شكست آنها در جنگ 22 روزه لبنان ، سعي در تقويت روحيه مبارزان فلسطيني كرد. اين شبكه با اولين تصاوير شليك موشك توسط نيروهاي حماس به سمت شهرك هاي صهيونيستي به انعكاس مقاومت و مبارزات حماس در مقابل تجاوزات رژيم صهيونيستي پرداخت و اين درحالي بود كه شبكه هايي همچون العربيه  به همراهي با رسانه هاي اسرائيلي پرداختند.
—اقدام شبكه هايي همچون العالم در انعكاس مسائل غزه باعث شد برخي از نشريات معتبر غربي نيز به اقدامات اسرائيلي واكنش  نشان دهند.   روزنامه گاردين در  مقاله اي به    قلم  

(جانا تان فريدلند) نوشت: ‹‹ همه كساني كه ناظر خونريزي در غره هستند به خوبي مي دانند چه كسي قرباني و بي گناه و چه كسي جنايتكار است؟ حتي اگر تل آويو به مدد ابزارهاي رسانه اي و متحدان غربي اش سعي كند اين واقعيت آشکار را را پنهان سازد››  همچنين اين اقدامات باعث شد مخالفتهايي در سطح بسياري از كشورها عليه رژيم صهيونيستي صورت گيرد و تجمعات و تظاهرات مردمي براي تحت فشار قراردادن اسرائيل انجام شود.

 

—شبكه العالم همچنين از سكوت و بي توجهي حكومت هاي عرب منطقه به ويژه از دولت مصر كه با بازگذاشتن گذرگاه رفح در اين وضعيت بحراني خودداري نموده، انتقاد كرد. در اين زمينه نيز سايت new america media مي نويسد: مصر از برنامه شبكه العالم كه ‹‹ غزه زير آتش›› ناميده مي شود. عصباني است ، در اين برنامه بينندگان اين شبكه از ديگر بينندگان در سراسر جهان دعوت مي نمودند كه حكومت مصر را به همدستي با اسرائيل در مقابل حماس متهم نمايد. (www.new america media.com)
—بازتاب اطلاع رساني العالم از اوضاع غزه در بين مردم مصر و تظاهرات مردمي اين كشور عليه دولت ، موجب واكنش مصر شد. دولت مصر به همه كساني كه با شبکه العالم در داخل مصر مصاحبه كرده بودند هشدار داد در صورت مصاحبه مجدد با اين شبكه به شدت برخورد خواهد شد. همچنين گروه خبري شبكه العالم در مصر به شدت تحت مراقبت امنيتي قرارداشت و تلاش مي شد از كار آنها جلوگيري شود. (خبرگزاري ايرنا، 1387)

 

—سايت aljazeeratalk.net در گزارشي به عملكرد رسانه هاي خبري عربي در جنگ غزه به عملكرد شبكه العالم اشاره كرده و مي نويسد : شبكه العالم يكي از مهمترين شبكه هاي عربي است كه توانست در كنار ديگر شبكه هاي مطرح عربي، وقايع غزه را به طور كامل تحت پوشش خبري خود قرار دهد. (www.aljazeeratalk.net)
—در جمع بندي مي توان به مقاله اي اشاره نمود كه مي گويد: خاورميانه به لحاظ رسانه اي تحول چشمگيري از خود نشان داده است. رسانه هاي منطقه ، قدرتي فرا منطقه اي پيدا كرده اند و توانسته اند حداقل دراين موضوعات كه رسانه هاي مسلط جهاني را به چالش بكشند و ويژگي هاي حرفه اي تأثيرگذارتري از خود بروز دهند. به عنوان مثال شبكه هاي تلويزيوني الجزيره، المنار، العالم، پرس تي وي و ... به رغم ضعف ها با پوشش زنده و شبانه روزي خوداز غزه و تصاوير جنايات جنگي ، شرايط جديدي ايجاد كرده اند كه تحت فشار قراردادن المنار در مصر و العالم و پرس تي وي در غزه و تخريب دفاتر اين دو رسانه را نيز بايد در راستاي خشم از اين تأثيرپذيري ارزيابي كرد.(روزنامه ابتكار،1387)

 

—در اين عرصه بخش اعظم شبكه هاي خبري منطقه اي به طور جدي اقدام كردند و با گذش هر روز از آغاز حمله به غزه بيش از پيش متوجه عمق رسالت خود شده و به گسترش كمي و كيفي فعاليت خود پرداختند، از جمله شبكه هاي العالم، الجزيره و قطر و ديگر شبكه ها در منطقه با پخش جزئيات درگيري ها و نشان دادن ابعاد فاجعه در حال وقوع و در كنار آن با تحليل هاي دقيق رويدادها، برگزاري ميزگردهاي متعدد و تماس ها و ارتباط هاي زنده با شخصيت هاي اسلامي عربي و فلسطين زواياي پيدا و پنهان اهداف صهيونست ها را به بينندگان عرصه كردند. (new.fatehnet.net)
—شبكه العالم همچنين براي مقابله با جنگ رسانه اي كشورهاي عربي به ويژه عربستان سعودي ومصر پس از جنگ غزه كه همسو با جريان رسانه اي غرب در حال انجام است ، در ماههاي اخير در راستاي سياست خارجي اصولي ج.ا.ايران به مقابله و روشنگري پرداخته است. شبكه العالم واكنش مناسبي در پاسخ جنگ رواني العربيه از خود به نمايش مي گذارد. البته بخشي از حملات رسانه هاي عربي به ويژه العربيه به دليل افزايش نفوذ اين شبكه در بين مخاطبان و افكار عمومي جهان عرب است. (سايت خبري تابناك،1388)

 

—جديدترين نظر سنجي هايي كه در زمينه وضعيت رسانه هاي خبري در خاورميانه انجام شده، حاکي از ارتقاء جايگاه شبكه العالم و نفوذ اين شبكه در بين مخاطبان و افكار عمومي جهان عرب است.
—سايت شبكه جهاني بي بي سي (BBC World) در يك نظرسنجي تحت عنوان گزارش رسانه اي عربستان سعودي و سوريه و قلم كوين كوان در فوريه 2009 به بررسي وضعيت شبكه هاي خاورميانه پرداخته است. در اين نظر سنجي موقعيت شبكه العالم در سوريه رتبه چهارم و در عربستان در رتبه پنجم ارزيابي شده است.
—در نظر سنجي ديگري كه در لبنان توسط گروه مشاوران عرب (Group Arab advisors)

انجام گرفته است شبكه العالم به عنوان پنجمين شبكه خبري پرمخاطب لبنان ارزيابي شده است. مركز مطالعات حقوق بشر رام اله (ramallah center human rights studies) نيز گزارشي از يك نظرسنجي با عنوان ‹‹نظرات عمومي فلسطينيان در مورد رسانه هاي محلي و غير محلي عرب زبان›› در فوريه 2009 منتشر كرد. رتبه شبكه العالم در اين نظرسنجي هفتم اعلام شد و اين درحالي است كه شبكه الجزيره داراي رتبه چهارم و المنار رتبه نهم است. بر اساس اين نظرسنجي ميزان اعتماد به شبكه العالم در نوار غزه (64.3 درصد) و در نوار غربي نيز (65.2 درصد) گزارش شده است. (خبرگزاري ايسنا، 1388)

 نتیجه :

—كمتر دولتي را مي توان يافت كه بتواند با سرعت شگفت انگيز رسانه هاي جهاني به ويژه رسانه هاي تصويري در سياست خارجي ، حركت كند. رسانه ها بازيگران سياستگذاري خارجي امروز كشورها هستند كه فعاليت آنها را نمي توان ناديده گرفت. آنها در گفتمان سنتي سياست خارجي ، تغيير و تحولات بي شماري ايجاد نموده اند و دولت ها را به تحول در تصميم گيري و اجراي سياست خارجي وادار كرده اند. (www.hamshahrionline.ir)
—اين امكان به دليل پيشرفت هاي شگرفي است كه در فناوري هاي ارتباطی و اطلاعاتي روي داده و سبب به وجود آمدن رسانه هاي جديد با برد جهاني شده است. امروز رسانه ها به عنوان يكي از اركان اصلي اعمال سياست خارجي كشورها به شمار مي روند. جمهوري اسلامي ايران نيز با اذعان به اين موضوع با بهره گيري از قدرت و نقش رسانه هاي جديد در اين زمينه به پي گيري اهداف سياست خارجي خود همت مي گمارد.

 

—به عنوان مثال شبكه العالم به عنوان بال سياست خارجي ج.ا.ايران با وجود فراز و فرودها، در تحولات مهم منطقه اي و رويدادهاي بزرگ، توانست حضور پررنگي در پيشبرد سياست خارجي ج.ا.ايران داشته باشد.
—در ارزيابي كلي از نقش العالم در تعاملات سياسي رسانه اي خاورميانه ميتوان به مقاله ‹‹ دكترين تعامل سازنده در سیاست خارجي كشور›› نوشته دكتر ابراهيم متقي و دكتر منوچهر محمدي استناد نمود: ‹‹ در شرایط موجود شبکه العالم به عنوان يكي از ابزارهاي قدرت ملي ايران در منطقه مورد استفاده قرار مي گيرد. آنچه از شبكه العالم منتشر مي شود به  عنوان مواضع سياسي و اجتماعي ايران محسوب مي گردد.›› (خبرگزاري فارس، 1385) -(ماهنامه افق رسانه ۱۳۸۹- جواد سوری)

                                     ##########

  

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 2:25 |  لينک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/11/21

شاعر- قیصر امین پور

دلی سربلند و سری سر به زیر

سرا پا اگر زرد و پژمرده‌ایم
ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده‌ایم
اگر داغ دل بود ما دیده‌ایم
اگر خون دل بود ما خورده‌ایم
اگر دل دلیل است آورده‌ایم
اگر داغ شرط است ما برده‌ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم
گواهی بخواهید: اینک گواه
همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده‌ایم

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 0:20 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 1389/06/14

شعر دفاع مقدس- شهید علی بیگ زاده

     خورشید

بايد از فيض شهادت دين خود احيا کنم
جان خود تقديم آن خورشيد بي همتا کنم
بايد از جان بگذرم در راه استقلال دين
تا ز خود خوشنود و راضي خالق يکتا کنم
گر شهادت آرمان ماست از مردن چه باک
مي روم تا در بهشت قدسيان مأوا کنم
مي ستيزم با هر آن کس دشمني با حق کند
گر کشم با کشته گردم با خدا سودا کنم
مي روم تا جان خود سازم فداي رهبرم
عاقبت من اين سخن با خون خود امضا کنم
مهر مهدي گر بتابد بر دل و جانم شبي
مي توانم قطره اي از اشک خود دريا کنم

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:54 |  لينک ثابت   • 

شنبه 1389/03/01

حضرت امام خمینی(ره):

                                           محفل رندان
                                                   

آيـــد آن روز كــــه خــــاك سر كويش باشم         تــــرك جـــان كرده و آشفته رويَش باشم

ســـــــاغر روح‏فـــــــزا از كــــف لطفش گيرم        غافل از هر دو جهان، بسته مويش باشم

ســـر نهــم بر قدمش، بوسه زنان تا دم مرگ       مست تـــا صبح قيـامت ز سبويش باشم

همچـو پروانه بسوزم برِ شمعش، همه عمر        محـــو چـون مى‏زده در روى نكويش باشم

رســـد آن روز كه در محفل رندان، سرمست        راز دار همـــــــه اســـرار مگــــويش باشم

يــــوسفـم، گـــــر نـــــزند بر سر بالينم سر         همچــــو يعقـوب، دل آشفته بويش باشم

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 14:15 |  لينک ثابت   • 

جمعه 1389/02/31

حضرت امام خمینی(ره):

                                            حذر

فاطى، به‏سوى دوست سفر بايد كرد       از خويشتنِ خـــويش گذر بايـــــد كرد

هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد         ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:56 |  لينک ثابت   • 

جمعه 1389/02/31

حضرت امام خمینی(ره):

      

                                         هستىِ دوست

  جز هستىِ دوست در جهـــــــان، نتوان يافت               در نيست نشانه‏اى ز جان نتوان يافت

در خانه اگر كس است، يك حرف بس است                      در كوْن و مـــكان به غير آن نتوان يافت

 

 

                                                                                                                                                                                                                                                                          

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:35 |  لينک ثابت   • 

شنبه 1389/01/21

تئوری مدیریت آشوب-اثر پروانه ای

باسمه تعالي

 

نظريه آشوب

 

Chaos Theory

 (کیاس تئوری)

مقدمه :

درچند دهه اخير ؛ انقلاب عظيمي درعلوم طبيعي بوده ايم . اين انقلاب درشيوه درك وتبيين پديده ها ؛ به وسيله انديشمنداني صورت گرفته است كه درساليان گذشته ؛ تبيين هاي خودرا درقالب هاي منظم ومشخص ارائه مي دادند.جهان رامجموعه  اي ازسيستم هايي تصور مي كردندكه مطابق باقوانين جبري طبيعت به طريقي مشخص وقابل پيش بيني درحركت است .ازاين رو ؛ معتقد بودندمعلولها به صورت خطي ؛ برآيند علل خاصي هستند .اكنون آنها برنقش خلاقانه بي نظمي وآشوب تآكيد كرده وجهان رامجموعه اي از سيستمهائي مي دانند كه به شيوه هايي خود سازمان ده عمل مي نمايند وپيامدهاي اين شيوه زندگي وجود حالات  غير قابل پيش بيني وتصادفي است .اما در اين شرايط ؛ قوانين جبري طبيعي كماكان حاكميت دارند وپي برده شده كه سيستم ها به شيوه اي دوراني عمل مي كنند كه درآن بي نظمي منجر به نظم ونظم منجر به بي نظمي مي شود .امروزه ديگر  تصور ساده ازنحوه فعاليت جهان جاي خود رابه تصوري پيچيده وپارا دوكس گونه داده است .

اين علم جديد ؛ تئوري پيچيدگي ناميده مي شود وجنبه اي ازاين علم كه توجه همگان را به خود جلب كرده است  ؛ تئوري آشوب يا نظم دربي نظمي ناميده مي شود.

نظريه " نظم غايي " يا " نظم دربي نظمي " به ما ابزار حل مسائل پيچيده را درمحيط پرآشوب وآكنده ازتغيير دتحول امروز وفردا مي دهد.

نظريه نظم غائي پس ازدو نظريه نسبيت و كوانتوم ؛ سومين انقلاب علمي عصر حاضر است .نظريه نسبيت ؛ نظريه نيوتوني زمان و فضاي مطلق را درهم ريخت و نظريه  كوانتوم ؛ روياي سنجشهاي دقيق ؛ قابل كنترل ومتقن را برهم زد ونظريه نظم غائي پيش بيني هاي يقيني را كه از انديشه هاي لاپلاس نشآت مي گرفت زير سئوال برد.

تئوري آشفتگي يا آشوب براي اولين بار ازسال 1965 توسط دانشمندي بنام ادوارد لورنزEdvard Lorenz ) ) درهواشناسي به كاربرده شده وآنرا به يك علم تبديل نموده وسپس درحيطه تمام علوم ومباحث تجربي ؛ رياضي ؛ رفتاري ؛ مديريتي واجتماعي واردشده واساس تغييرات بنيادي درعلوم بويژه هواشناسي ؛ نجوم ؛ مكانيك ؛ فيزيك ؛  رياضي ؛ زيست شناسي ؛ اقتصاد ومديريت را فراهم آورده است .

 

بي نظمي يا آشوب چيست ؟

 

Chaos  در لغت به معني درهم ريختگي ؛ آشفتگي وبي نظمي است ومترا دف آن در مكانيك Turbulanceيا تلاطم مي باشد اين واژه به معني فقدان هرگونه ساختار يا نظم است ومعمولا درمحاورات روزمره آشوب وآشفتگي نشانه بي نظمي وسازمان نيافتگي به نظر آورده مي شود وجنبه منفي دربردارد. اما در واقع با پيدايش نگرش جديد وروشن شدن ابعاد علمي ونظري آن امروزه ديگر بي نظمي وآشوب به مفهوم سازمان نيافتگي ؛ ناكارائي ؛ ودرهم ريختگي تلقي نمي شود بلكه بي نظمي وجود جنبه هاي غيرقابل پيش بيني واتفاقي درپديده هاي پوياست كه ويژگي خاص خود را داراست .بي نظمي نوعي نظم غائي دربي نظمي است .

هيلز در 1990 آشوب يا بي نظمي را اينگونه تعريف مي كند: " بي نظمي وآشوب نوعي بي نظمي منظم ( orderly Disorder) يانظم در بي نظمي است .بي نظم از آن رو كه نتايج آن غير قابل پيش بيني است ومنظم بدان جهت كه از نوعي قطعيت برخوردارست ."

بي نظمي درمفهوم علمي يك مفهوم رياضي محسوب مي شود كه شايد نتوان خيلي دقيق آنرا تعريف كرد اما مي توان آنرا نوعي اتفاقي بودن همراه باقطعيت دانست . قطعيت آن بخاطر آن است كه بي نظمي دلايل دروني دارد وبه علت اختلالات خارجي رخ نمي دهد واتفاقي  بودن بدليل آنكه رفتار بي نظمي ؛ بي قاعده وغيرقابل پيش بيني دقيق است .

همچنين آدامس ( H . Adams ) آشفتگي را اينگونه تعريف مي كند : از آشفتگي زندگي زائيده مي شود درحاليكه ازنظم عادت به وجود مي آيد.

 

ويژگي تئوري آشوب

 

نظريه آشوب داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است كه بازتاب بسيار مهمي نيز درمديريت ايجادكرده است به طوريكه اين ويژگيها ضررهاي جدي برپيكره  پارادايم سنتي مديريت وارد آورده ومي روند تا اساس پارادايم تازه اي را درمديريت وساير علوم مرتبط شكل دهند.اين ويژگيها عبارتند از :

1 - اثر پروانه اي ( Butterfly Effect ) :

لورنس درتحقيقات خود به شگفتي  به اين نتيجه رسيد كه يك تغيير جزئي درشرايط اوليه معادلات پيش بيني كننده جوي ؛ منجر به تغييرات بسيار شديددرنتايج حاصل ازآنها مي گردد.بعبارت ديگر اثر پرونه اي اين تئوري به گونه اي است كه يك تغيير جزئي در ابتدا منجر به يك تغيير بسيار بزرگ درپايان كار خواهدشد بدين مفهوم كه مثلا ؛ اگر  پروانه اي در " پكن " پر بزند ممكن است بر اثر اين پرزدن ابري حركت كرده ودر " نيويورك " طوفاني ايجاد شود.

درگذشته سيستمهائي كه اثر پروانه اي ازخود نشان مي دادند به عنوان سيستمهاي بررسي ناپذير ازحيطه مطالعات علمي كنار نهاده مي شد وبه اين جهت روش تحليلي خاصي براي مطالعه آنها به وجود نيامده بود اما امروزه اين سيستمها محل توجه دانشمندان است وكوشش مي شود تا مسائلي كه قبلا تصادفي ؛ ناموزون وبي نظم تلقي مي شدند با تئوري آشوب مطالعه وراه حل يابي شوند.

2 سازگاري پويا ( Dynamic Adaptation ) :

 سيستمهاي بي نظم در ارتباط با محيطشان مانند موجودات زنده عمل مي كنند ونوعي تطابق و سازگاري پويا بين خود ومحيط پيرامونشان ايجاد مي كنند.

3 - جاذبه هاي غريب ( Strange Attractors ) :

جاذبه ها انواع مختلف دارند مانند جاذبه نقطه ثابت ؛ جاذبه دور محدود ؛ جاذبه گوي مانند وجاذبه غريب يا بي نظم .جاذبه هاي غريب برخلاف جاذبه هابي قبلي كه نوعي نظم وقابليت پيش بيني داشتند ؛ بي نظم هستند وبه همين خاطر برخي آنها را جاذبه هاي بي نظم نيز ناميده اند . البته بايد توجه اشت كه صفت غريب اشاره به الگوي هندسي جاذبه ها دارد درحاليكه بي نظمي ديناميك جاذبه ها رامد نظر دارد واين دو باهم متفاوتند واز سوئي ديگر بايد توجه داشت كه جاذبه هاي بي نظم غريب هستند اما همه جاذبه هاي غريب بي نظم نيستند .از اين رو اصطلاح جاذبه هاي غريب براي اين ويژگي صحيح تر مي باشد.

جاذبه هاي غريب بدون الگو نيستند واز الگوي خاصي پيروي مي كنند وارزش آنها هم درهمين الگو داشتن است اين جاذبه ها داراي ويژگيهاي هندسي پيچيده اي هستند وداراي ابعاد غير صحيح مي باشند ومسير آنها به هم پيچيده ؛ چند جهته وگسترده است . در جاذبه هاي غريب هيچ مسيري تكرار نمي شود وهر مسير براي خود مسيري جديد است .

جاذبه هاي غريب از تصاوير هندسي برگرفته كه قوم " اينكا " درصحراي پرو حك كرده اند كه اگر از نزديك به آنها نگاه كنيم نه نظمي را نشان مي دهند ونه تصوير معني داررا به ذهن متبادر مي سازند.اما اگر ازآسمان واز راه دور به آن بنگريم تصاوير درختان ؛حيوانات وپرندگان را مي بينيم . جاذبه هاي غريب درهمه جا وجود دارند . همه آنچه را كه ما درنظر اول بي نظم وآشوبناك مي بينيم در دراز مدت وبا تكرار؛ الگوي منظمي ازخود نشان مي دهند .

4 خود مانائي ( Self – similarity )  :

در تئوري آشوب ؛ نوعي شباهت بين اجزاء وكل قابل تشخيص است . بدين ترتيب كه هر جزئي از الگو همانند ومشابه كل مي باشند . خاصيت خودمانائي در رفتار اعضاي سازمان نيز مي تواند نوعي وحدت ايجاد كند ؛ همه افراد به يكسو ويك جهت وهدف واحدي نظر دارند.

 

تصميم گيري در شرايط آشوب

 

در متون مديريت ، مدلهاي مختلفي براي تصميم گيري طراحي شده است كه تصميم گيري در شرايط مشخص ومعين ومحيط هاي باثبات را مد نظر داشته اند . در نظريه آشوب ، بي نظمي برهمه عرصه هاي علمي سايه افكنده است كه مدلهاي  تصمیم گیری اين نظريه نيز از اين قاعده مستثني نيستند.

در نگرش سنتي مديريت ، تصميم گيري فرآيندي است قابل پيش بيني وعدم موفقيت در تصميم گيري يا ناشي ازفقدان اطلاعات ويا ناشي از  محدوديت فنون پيش بيني وتلاش است . درصورتي كه نظريه آشفتگي وآشوب ، تصميم گيري را غير قابل پيش بيني وتلاش براي پيش بيني آينده را كار بيهوده فرض مي كند .يا حداقل پيش بيني قطعي ويقيني آن دشوار وسخت است .

از نظر تئوري آشوب ، اطلاعات صحيح وكامل دست يافتني نيستند ورويدادها كراراّ ناپيوسته اندوبا آنچه درگذشته اتفاق افتاده رابطه اي ندارند.

يكي از مدلهايي كه درپاسخ به شرايط كنوني مطرح شده مدلي است كه آنرا اصطلاحاّ  " ظرف زباله Garbage can" نام نهاده اند كه شايد اشاره اي به بي نظمي و درهم وبرهم بودن شرايط تصميم گيري باشد . برخي ازعلما اين مدل را براي سازمانهاي امروزي مناسب ديده اند كه بي نظمي هاي سازمان يافته اند.

اين مدل را ابتدا سه نفر به نامهاي  كوهن ، مارچ  و  السن  طراحي كرده اند.آنان با استفاده از اين مدل مي خواستند تصميم گيري در شرايط بسيار مبهم وبي نظم راتوصيف كنند . اين مدل در واقع پيش فرضهاي مدلهاي عقلائي وسياسي را زير سئوال برده و عدم حساسيت آنها به شرايط مبهم وبي نظم را دليل بي اعتباري آنها دانسته اند.

سازمان به مثابه حوزه تصميم گيري داراي محيط بيروني ونظامهاي بزرگتري است  كه آن را احاطه كرده اند و  سرشار از ابهام وعدم وضوح هستند . اين ابهامات معمولاّ به سه صورت بروز مي كنند .

اولين ابهام ؛

 درتعيين صريح وروشن اولويتهاست .اولويتهاي تصميم گيرندگان غالباّروشن ومشخص نيستند وداراي ابهامهاي فراوان هستند.

دومين ابهام ؛

 در روابط علت ومعلولي است .تصميم گيرندگان ومديران آگاهي وشناخت خود را در اين زمينه از طريق آزمون وخطا به دست‌مي آورند وهيچگاه با اطمينان نمي توانندعلت اصلي را مشخص كنند.

سومين ابهام ؛

 ناشي از شرايط وتوانائي ونحوه مشاركت اعضاي دخيل درفرآيند تصميم گيري است . پيش بيني  اين امر  كه چه كساني واقعاّ در تصميم گيري مشاركت دارند ، بسيار دشوار است. مدل آشفته تصميم گيري مي تواند پاسخ مناسبي به اين معضل وشرايط مرتبط با آن باشد. مدل تصميم گيري آشفته از تلاقي اتفاقي چهار جريان حاصل مي شود. اين جريانها عبارتنداز :

1 -  فرصت هاي انتخاب وموقعيتهائي كه تصميمي را ايجاد مي كند .

2 - پاسخها يئ كه به حل مسائل ومشكلات نظردارند.

3 - اعضا وافراد تصميم گيرنده كه با برنامه هاي زماني متراكم وآگاهي محدود خود نسبت به مسائل اظهار نظر وتصميم گيري مي كنند.

4 -  مسائل ومشكلات وعلائق وگرايش هاي افراد درون وبيرون سازمان كه به نحوي با تصميم نتايج حاصل از آن مرتبط مي باشند.

بنابراين تصميم گيري فرآيندي آشفته وبي نظم  مي شود كه در آن با انتخابهايي مواجه هستيم كه هدفشان حل مشكلات ايجاد شده است ، صاحبان مشكل هم در اين ميان در پي راه حلهايي آرامش بخش وتسكين دهنده هستند وسرانجام تصميم گيرندگاني كه نه دقيق وعقلائي بلكه با موقعيت خاصي كه در آن قرار گرفته اند، مي خواهند در محدوده هاي زماني كوتاه تصميماتي اتخاذ كنند.

 

 

ت‍إثيرات عمده نظريه آشوب بر تصميم گيري :

1 -  در دنياي متلاطم وآشوب زده امروزي بايد به جاي تمركز برتصميم گيري بلند مدت ، تصميم گيري كوتاه مدت وانعطاف پذير را مد نظر داد.

2 -  برنامه ريزي اقتضائي وانعطاف پذير به عنوان بخشي از فرآيند تصميم گيري هر سازمان اهميت زيادي به خود بگيرد.

3 -  بايد به رويكردهاي ابتكاري نسبت به تصميم گيري عقلائي ارزش واهميت بيشتري داده شود.

4 -  ايجاد ساختار ها ونظامهاي موقتي از اهميت بيشتري برخوردارشوند.

5 -  اصلاح فرهنگ هاي  سازمانها براي جذب ارزشها ومعيارهاي جديد ومتناسب با جهان پر آشوب بايد مد نظر قرار گيرد.

6 -  بايد درون آشوب وبي نظمي دنبال نظم بود .

 

بازتاب جلوه هاي نظريه  آشوب در مديريت

همانطور كه اشاره شد نظريه آشوب يا تئوري پيچيدگي داراي ويژگيهاي مربوط به خود مي باشد كه تاكنون در ساير نظريات مطرح نبوده است . درباره هريك از اين ويژگيها دربحث پيشين  توضيح كافي داده شد اينك تآثير هريك از اين ويژگيها درمديريت به اختصار توضيح داده مي شود.

 

1 -  خاصيت پروانه اي وتاثير آن درمديريت :

براساس اين ويژگي يك تغيير كوچك درشرايط اوليه كار مي تواند تغييرات بنيادي واساسي درنتيجه كار ايجادكند.اثر پروانه اي ، توجيهي عقلائي وكامل از رفتارها وتصميمهاي مديران كار آفرين وخلاق وموفق به دست مي دهد كه با يك حركت مناسب وكم انرژي توانسته اند موجبات تحول ودگرگوني هاي عظيم وتوفيق هاي شگرفي را براي سازمان فراهم آورند. يك انديشه خلاق همچون بال زدن يك پروانه مي تواند درمسير ي آنچنان كارساز وانرژي آفرين باشد كه طوفان وتحول برپاكند واز يك اندك بسيار بسازد .در مورد اثر پروانه اي مي توان  به مثال مشاركت مردم در فعاليت ها اشاره كرد . سازماني كه قادر باشد از يك نقطه كليدي يعني تمايل ومشاركت مردم استفاده كند وآنان را به مشاركت در فعاليتهاي خود فراخواند ، قادر خواهد شد تا حركات عظيمي را با اين اهرم تحقق بخشد. در شعري عاميانه مي خوانيم كه چطور يك ميخ ساده حكومتي را از پاي درآورد وسرنگون كرد :

به خاطر نبودن ميخ ، نعل ازميان رفت

وبه خاطر نبودن نعل ، اسب از پاي درآمد

وبه خاطر مرگ اسب ، سوار ازميان رفت

وبه خاطر ازميان رفتن سوار ، جنگ مغلوبه شد

ودر اين جنگ مغلوبه ،  حكومت از ميان رفت .

در مديريت نيز همچون زندگي، اين امر محرز است كه يك سلسله از اتفاق ها مي تواند نقطه اي از بحران را به بار آورد كه تغييراتي كوچك را بزرگ نمايد.در نظريه آشوب يا بي نظمي اعتقاد بر اين است كه در تمامي پديده ها نقاطي وجود دارند كه تغييري اندك در آن موجب تغييراتي عظيم خواهد شد.

با اين توصيف تعاريف كار آيي، بهره وري و اثر بخشي نيز از ديد اثر پروانه اي دگرگون خواهند شد زيرا اگر كارآيي را نسبت ستاده ها به نهاده ها تعريف كنيم نهاده هاي بسيار جزئي قادرند تا ستاده هاي بسيار بزرگ يه وجود آورند. در كار آيي، نسبتها ديگر مانند شيوه هاي سنتي عمل نمي كنند بلكه بايد به دنبال روابط جديد و نتايج دلخواه از طريق نهاده هاي مناسب بود، نهاده هايي اندك كه ستاده هايي بزرگ ايجاد مي كنند.

بر اساس خاصيت پروانه اي مديران بهره ور مديراني هستند كه اين نهاده ها را مي شناسند و همچون ذره اي كه از آن انرژي بسيار حاصل مي شود آنرا به موقع و بجا مورد استفاده قرار مي دهند. با اين خصوصيات ديگر دوران مديريتهاي بودجه طلب كه بودجه اي متناسب عمليات طلب مي كردند تا بتوانند فعاليت ها را پيش ببرند به سر آمده است، امروزه مديريتي در عرصه ي رقابت ها موفق اند كه رمز  از اندك به بسيار رسيدن را يافته باشند.

2- خاصيت سازگاري پويا و تاثير آن در مديريت

سازگاري با محيط هاي آشوبناك نياز به سازمان هاي منعطف و تخصص هاي انعطاف پذير دارد و اين اصل اساسي در تقدير سازمان هاي امروزي است. در سازماندهي سازمان هاي امروز در محيط آشوبناك و با نگرش تئوري بي نظمي، بايد ارتباط اجزاء با هم بگونه اي باشد كه اولا هر جزئي بتواند ضمن انجام وظايف خود بطور مستقل با اجزاي ديگر ارتباطي هم افزا و پوينده داشته باشد. هر جزء بايد از جهت آرمانها و رسالتها داراي يك نگرش مشابه با ساير اجزاء باشد اما از جهت رفتار عملياتي اين اجزا در مجموعه هاي متشكل به هدف هاي متفاوتي جامه ي عمل مي پوشانند و با يكديگر متفاوت مي شوند.

3- خاصيت خودمانايي و تاثير آن در مديريت

در تئوري آشوب نوعي شباهت بين اجزا و كل وجود دارد بدين ترتيب كه هر جزئي از الگو همانند و مشابه كل مي باشد اين ويژگي خاصيت خود مانايي گفته مي شود. خاصيت خودمانايي يا همشكل بودن جزء با كل كه در برگ درختان و يا يك دانه ي برف ديده مي شود در خاصيت هولوگرافيك نيز قابل تشخيص است.هولوگرافيك يكي از شاهكارهاي ليزري است كه اطلاعات را بصورت اشعه هاي نوري و صفحه اي بنام هولوگرام بگونه اي ضبط مي كند كه كل در همه ي اجزاء منعكس مي باشد.بدين ترتيب اگر صفحه ي هولوگرام بشكند در هر تكه همه ي خواص كل وجود دارد. همچون آينه اي كه در هر قطعه ي آن خاصيت بازتابي آينه موجود است.

از خاصيت خودمانايي يا هولوگرافيك مي توان در سازماندهي جديد سازمانها بهره ي بسيار برد، سازمانهايي طراحي نمود كه هر واحد آن بطور خودكفا قادر به انجام وظايف سازماني مي باشد.

خاصيت خودمانايي در رفتارهاي اعضاي سازمان نيز مي تواند نوعي وحدت ايجاد كند همه ي افراد به يك سو و يك جهت و هدف واحد نظر دارند. آنچه در مديريت كلاسيك وحدت جهت ناميده مي شد در خاصيت خودمانايي نيز جلوه مي كند.

4- خاصيت جاذبه هاي غريب و تاثير آن در مديريت

جاذبه هاي غريب، يافتن نظم در بي نظمي را به مديران ياد آور مي شود. تغييرات شديد، رفتارهاي نا منظم، دگرگوني هاي غير قابل پيش بيني،حركاتهاي بحراني،همه و همه سرانجام به الگويي ختم مي شوند كه يافتن آن هنر مديريت است، تا بدان وسيله نوعي پيش بيني پذيري ميسر گردد.

جاذبه هاي غريب به مديرا ن امكان مي دهد تا به الگوهايي دست يابند كه بي نظمي ها را نظم مي بخشد و آشوبها را در قالبي منظم تبيين مي كند. داشتن نگرش سيستمي،افق هاي بلند را مد نظر داشتن و به محدوده هاي ويسع انديشيدن، به مديران ياري مي دهد تا الگوهايي را در پديده هاي به ظاهر نا منظم پيدا كنند كه خبر از بي نظمي غايي مي دهد. مديريت آينده نيازمند يافتن جاذبه هاي غريبي است كه اين نظم غايي را آشكار سازد. بدون آگاهي از اين نظم به هيچگونه تبيين و پيش بيني درستي از وقايع پيچيده ي امروز نمي توان دست يافت.

خلاصه آنكه آشوبناك بودن رفتارها و حركات پديده هاي مختلف اعم از فيزيكي در انسان يا سازمان ، همه خبر از نظمي غايي مي دهند. آشوبناك بودن، تصادفي بودن نيست بلكه نظمي در درون بي نظمي و قاعده اي در درون بي قاعده گي ها است.

هنر مدير يافتن اين نظم از بطن بي نظمي ها براي تحقق اهداف سازمان است.

 

رهنمودهايي براي مديريت در شرايط آشوب يا آشفتگي

پنج رهنمود يا توصيه به منزله ي پنج اصل اوليه براي مديريت در شرايط آشوب بر شمرده مي شود:

1-    باز انديشي در مفاهيم سنتي مديريت

ساختارهاي سلسله مراتبي  در نظامهايي كه دائما در معرض تغييرات و بي نظمي هستند چه جايگاهي مي تواند داشته باشد؟

در نظامي كه پيش آمد ها تصادفي و حوادث از منطق بي نظمي پيروي مي كند، طرح ريزي چه مفهومي خواهد داشت؟آيا به اين معني نيست كه كسي سعي كند مسير پيچ در پيچي را با حركت بر روي يك خط راست طي كند؟

نظريه ي پيچيدگي براي مديران اين پيام را دارد كه ديگر نمي توان از طريق اهداف سلسله مراتبي يا از طريق منطق از پيش تعيين شده، مثل اينكه در طراحي پلها يا ساختمانها بكار گرفته مي شود،سازمانها را اداره كرد. مديران بايد بياموزند كه رخدادها و تغييرات در جريان زمان ظهور مي كنند و بدانند كه مديران خود نيز بخشي از اين تغيير هستند. آنها بايد به جاي طرح ريزي و كنترل به شكل سنتي، به روان سازي فرآيند تغيير بيانديشند.

2- هنر تغيير

سيستم هاي پيچيده و آشوب دائما بين جاذبه هاي مختلف اسير هستند.اين وضعيت تا آنجا ادامه مي يابدكه يكي از جاذبه هاي جديد بتواند بر جاذبه هاي مسلط غالب شود .پس از آن مجدداّ سيستم به سوي نقاط بحراني حركت مي كند وباز درگيري شروع مي شود ودر اين مسير فرايند تكامل پيموده مي شود.

پيتر سنگه معتقد است كه درهر سيستمي دو دسته حلقه به نام حلقه هاي تقويت كننده وحلقه هاي متعادل كننده مشغولند.حلقه ها ي تقويت كننده در پي تغيير جاذبه مسلط وحلقه هاي متعادل كننده در پي پايداري وثبات آن هستند. سنگه دراين باره چنين مي گويد :

رهبراني كه سعي در ايجاد تغير درسازمانهاي خود دارند ، ناخودآگاه به مقابله با فرآيندهاي متعادل كننده مي پردازند، آنهامقاومت از طرف سيستم خود را درمقابل تغيرات احساس مي كنند اما عملاّ منش‍إ اين مقاومت رانمي يابند.هر زماني كه مقاومتي درمقابل تغيير مشاهده شد ، بايد توجه كنيد كه يك يا چند فرآيند متعادل كننده مخفي مشغول فعاليت هستند، اين مقاومت نه پايدار و زود گذراست ونه چيزي اسرار آميز ، بلكه ناشي از ترس تغيير در هنجارهاي سنتي سازمان ونحوه انجام امور است .رهبران آگاه به جاي افزايش فشار  براي انجام تغيرات درسازمان ودر هم شكستن مقاومت ها درجستجوي يافتن منابع اين مقاومت هستند.

3 -  تغيرات كوچك واثرات بزرگ .

نظامهاي غير خطي در شرايط آشوب وبحران ، نسبت به تغيرات كوچك وجزئي بسيار حساس بوده ومي دانند كه كوچكترين نوسانات واختلالات در آنها در اثرتقويت دركل نظام تشديد شده ومي تواند منجر به تغيرات بزرگ شود .

اين ويژگي كه به اثر پروانه اي معروف است براي مديران حامل اين پيام است كه :براي انجام تغييرات بزرگ نياز به دستگاههاي عريض وطويل نيست بلكه بايد نقاط حساس وتعيين كننده را پيدا كرد وآنگاه با اعمال تغيري كوچك سازمان را به سوي تغييرات بزرگ هدايت نمود.

4 نقش مديران .

 در سيستمهاي يچيده امكان طرح ريزي وپيش بيني دقيق عمليات سيستم وجود ندارد .شكل  ها ووضعيت ها خود ظهور مي كنند و نمي توان آنها راتحميل كرد ،مديران تنها قادرند كه زمينه هاي بروز " جاذبه مطلوب " را فراهم نمايند يا اينكه پارامترهايي كه بر روند تكاملي سيستم موثر هستند را تغيير دهند .

مديران بايد با اصول ومفاهيمي همچون خود سازماندهي ، سازمانهاي يادگيرنده ، گروههاي خودگردان ، تواناسازي ، سازمانهاي هوشمند واستعاره هايي همچون ارگانيسم زنده ، مغز وهولوگرام كه با اين پارادايم وارد ادبيات مديريت مي شوند آشنا شوند.

5 -  ياد گيري هنر جور سازي ( كلاژ )

استعاره كلاژ به معني در هم آميختن ، از جمله استعاره هاي سازماني است كه اخيراّ وارد متون مديريت شده است .كلاز هنري است كه درآن باكنارهم قراردادن اشياء ، قطعات ، تصاوير ، طرحها واجزاء راهمگون ومتضاد هويتي نو ، بديع وبا معني مي سازند.

امروزه مديران با نظامهاي پيچيده كه داراي وجوه متعدد ، متفاوت ، درگير وپويا است روبرو هستند. بنابراين براي طراحي وهدايت سازمان دراقيانوس امواج تغييرات ، تنها از يك ساختار ، يك سبك ويك نگرش ويك راهبرد كاري ساخته نيست . به همين جهت آنها بايد دايماّ درحال جورسازي ريخت سازمان به شكل مقتضي ومناسب باشند. شكل سازمان داراي ماهيت تكاملي است ودائماّ از جاذبه اي به جاذبه ديگر تغيير مي كند ومديران در اين مسير با چالش جورسازي اجزاي سازماني روبرو هستند. قطعات سازماني بايد چنان درهم آميخته شوند كه جاذبه مسلط نمايانگر هويت ونظامي موزون ، كارا ، بديع وزابنده باشد واين يكي از چالشهاي امروزي است كه مديران باآن روبرو هستند.

 

تئوري آشوب و آموزش وپرورش

آموزش وپرورش ارتباط تنگاتنگي با آشفتگي دارد . شرايط اوليه وهمچنين تمام شرايطي كه بعداّ بوجود مي آيد از نظر ميزان دقت ويكسان بودن ، براي هر دانش آموز يا كلاس درس  شناخته شده نيستند.

آشفتگي در آموزش وپرورش به دو صورت ممكن است مورد توجه قرار گيرد . نخست  اينكه درهر كلاس درس عدم قطعيت وجريانات غير قابل پيش بيني حاكم است با وجود استفاده از بهترين  وپيشرفته ترين تكنيك هاي تدريس ومديريت كلاس ، هر كلاسي درمعرض بي شمارترين  رويدادهاي ممكن قرار دارد. دوم اينكه بسيار مشكل است كه ارتباط بين آموزش  ويادگيري را بفهميم .چگونه يك معلم مي تواند بفهمد كه چه چيزي آموخته شده  است . يا اينكه بهترين مطلب براي يادگيري دانش آموزان در كوتاه مدت وبلند مدت چيست ؟ دانش آموزان درطول زندگيشان ودر دنياي مدرسه هركدام درمعرض آشفتگي هاي گوناگوني قرار دارند ، كه روي نتيجه وهدف آموزش مي تواند تاثير گذار باشد .معلمان ومربيان هميشه با شرايط عدم اطمينان سر وكار دارند اينكه چگونه وچطور آموزش دهند.

يكي از ويژگيهاي نظريه آشوب وآشفتگي ، طبيعي بودن آن است وآن يك عنصر كليدي است .گرچه آشفتگي ممكن است سبب عدم اطمينان شود اما فرصت هايي رابراي تغيير واميد به آينده خلق مي كند .معلمان لازم است كه براي آشفتگي آمادگي پيداكنند وغير قابل پيش يني بودن وعدم قطعيت را به عنوان يك شرط طبيعي بپذيرند.معلمان نمي توانند روي تمام دنبا تاثير بگذارند يا آنرا كنترل كنند .اما آنها مي توانند روي تكه هاي كوچك دنيا تاثيراتي بگذارند.

منابع :

1-   الواني ، سيد مهدي ، دانايي فرد،حسن ،(1384)،تئوري نظم در بي نظمي و مديريت،تهران،انتشارات صفار

2-  حيدري ، غلامحسين و همكاران،(1381)،نگرش نوين به نظريات سازمان و مديريت در جهان امروز،تهران ،انتشارات فرا شناختي انديشه

3-   جمعي از اساتيد، (1378)، نظريه هاي مديريت،تهران ، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي

4-   احمدي ، مسعود ، (1384)، مباني سازمان و مديريت؛ تهران؛ انتشارات پژوهشهاي فرهنگي

 

 

 

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:26 |  لينک ثابت   • 

شنبه 1388/08/16

مفاهيم نظري در ساخت برنامه هاي صبحگاهي

 

 

مفاهيم نظري در ساخت برنامه هاي صبحگاهي رادیو :

 

1.      بنابر يافته هاي علم ارتباطات در گذر زمان ، هيچ رسانه اي نتوانسته است جاي رسانه ديگري را بگيرد يا آن را از بين ببرد.

2.      كار ويژه هاي راديو : زنان خانه دار ، دانشجويان در خوابگاه ورانندگان تاكسي و اتوبوس ، از اين رسانه استفاده بيشتري مي كنند يا در گروه هاي سني بالاتر كه حوصله شلوغي تلويزيون را ندارند و نسبت به راديو حس نوستالژي و انس ديرينه دارند ،راديو جايگاه ارزشمندتري دارد.

3.      راديو نسبت به رسانه هاي تصويري ديگر از حس آرامش و سكون دل انگيزتري برخوردار است و برعكس هياهوي تلويزيون ، فضاي آرام و فرح بخشي براي مخاطبش ايجاد   مي كند.

4.      نياز به نگاه كردن ندارد يعني مخاطب مي تواند در حين اينكه به فعاليت ديگري مشغول است از برنامه هاي آن استفاده كند.

 

هارولد لاسول :

ü       چه مي خواهيم بگوئيم ؟ (شناخت پيام)

ü       به چه كسي مي خواهيم بگوئيم؟ (شناخت مخاطب)

ü       چگونه مي خواهيم بگوئيم؟ (شناخت شكل و قالب پيام)

ü       به دنبال چه تاثيري هستيم ؟ (شناخت اثر پيام)

 

1 ـ چنانچه مي بينيم در اولين قدم برنامه سازان بايد محتوا و هدف  پيام را به خوبي بشناسند ، پس قبل از توليد هر پيام و برنامه اي در مورد محتواي آن بايد تحقيق صورت پذيرد. هر چه برنامه اي از پشتوانه علمي و تحقيقي دقيق تري برخوردار باشد ، در ارضاي نيازهاي مخاطبان خود موفق تر خواهد بود و مسلماً در رسانه اي مانند راديو پيام هايي كه «داراي ابعاد زيبا ، خوشايند ، رسا و در عين حال كوتاه باشند» از جذابيت بيشتري برخوردار خواهد بود و سريع تر در ذهن مخاطب جاي خواهد گرفت.

2 ـ قسمت بعدي ، شناخت مخاطب است. فرستنده پيام بايد بداند كه پيام را براي چه كساني ارسال مي كند و مخاطبان او داراي چه نيازها ، گرايش ها ،عقايد و علايقي هستند.

3 ـ ديگر شناخت شكل و قالب ارائه ي پيام است، يك برنامه ساز موفق بايد به تمامي قالبهاي برنامه سازي شناخت داشته باشد و توانمندي ها و ظرفيت هاي هر قالب را به خوبي بشناسد تا بداند براي جذب بيشتر از كدام قالب موثرتر بهره بگيرد.

4 ــ قالب و شكل ارائه پيام در تأثير پيام و جذب مخاطب بسيار مهم است و اگر برنامه ساز پيام زيبا و ارزشمندي را در قالبي نامناسب ارائه دهد در واقع هم پيام را ضايع كرده است و هم مخاطب را از دست داده است.

مك فارلند :

1 ـ مديريت زمان ، در برنامه هاي راديويي بايد به روان شناختي درباره ساعات مختلف شبانه روز توجه كنيم و بر اساس آن تن كلام ، نوع موسيقي و حتي ساختار و قالب محتوايي پيام را با برنامه تنظيم كنيم .

2 ـ خلاقيت و نوآوري ، يكي ديگر از راه هاي رسيدن به اهداف رسانه است كه برنامه سازان خود را با ذائقه و سليقه مخاطبان منطبق و سازگار كنند. راديو بايد بداند كه من در كجاي زندگي قرار دارم و همواره قدمي از من جلوتر باشد و موانع را از سر راه بردارد ، راديو بايد در چالش ها هادي من باشد. بايد همواره مطالب تازه اي را با من در ميان بگذارد تا من دليلي براي گوش دادن به آن داشته باشم.

 

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 12:11 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه 1388/04/10

جنگ رسانه اي

 

جنگ رسانه اي يا «media war» يكي از انواع جنگهاي نرم »soft war « به شمار مي رود كه در آن سربازان ميدان نبرد، خبرنگاران، گزارشگران، سردبيران و نويسندگان رسانه هاي مختلف اعم از مكتوب( روزنامه ها ومجلات) صوتي و تصويري (راديو و تلويزيون) ماهواره اي و بين المللي(شبكه هاي ماهواره اي و خبرگزاري ها) و اينترنتي و الكترونيكي(سايتهاي اينترنتي و روشهاي الكترونيكي انتقال پيام ) هستند.

نقش همراهي افكار عمومي با افكار و منافع نظام سلطه در پيشبرد اهداف استعماري، استعمارگران را وامي دارد تا برخلاف رسالت اطلاع رساني صحيح آن و با سوءاستفاده از رسانه ها از اين ابزار خدوم به عنوان سربازي مطيع در هژموني استيلاجوي خويش بهره بگيرد.

اخيرا طرحي در كنگره آمريكا مطرح شد كه براساس آن قرار است 75 ميليون دلار بودجه براي آنچه كه «ترويج دموكراسي در ايران » ناميده مي شود اختصاص يابد دو سوم اين مبلغ صرف برنامه هاي راديويي خواهد شد.

آمريكا كه تجربه وحشتناك «ناهمراهي افكار عمومي با پديده جنگ» را در صحنه ويتنام از نزديك مشاهده نموده است به منظور پرهيز از تبعات دومين «عارضه ويتنام» از تبليغاتpropaganda يعني «ستون ششم» در عمليات نظامي خود به شدت بهره مي برد و بدين منظور از به كارگيري همه گونه رفتار سخيف رسانه اي نظير سانسور، دروغ، كتمان حقايق و... ابائي نمي كند تا «افكارعمومي» را به عنوان حساس ترين رقيب خود، همواره در كنار خود داشته باشد نه در مقابلش. !جنگ رسانه اي، قواعد و مقررات و تكنيكهاي خاص خود را دارد، تصويرسازي image making ،افكارسازي، تحريف، دستكاري اطلاعات، بمباران خبري، جعل خبري، مرعوب سازي، شايعه سازي، تبليغات و پروپاگاندا، شوك هاي خبري، بزرگ نمايي و برجسته سازي ازجمله اين تكنيكها هستند.

 

ديپلماسي عمومي

ديپلماسي عمومي در فرهنگ واژگان اصطلاحات روابط بين‌الملل كه در سال 1985 توسط وزارت خارجه امريكا منتشر شده اينچنين تعريف شده است: «ديپلماسي عمومي به برنامه‌هاي تحت حمايت دولت اشاره دارد كه هدف از آنها اطلاع‌رساني و يا تحت تأثير قرار دادن افكار عمومي در كشورهاي ديگر است؛ ابزار اصلي آن نيز انتشار متن، تصاوير متحرك، مبادلات فرهنگي، راديو و تلويزيون [و اينترنت] است.»

هانس ان‌تاچ  نويسنده كتاب ارتباط برقرار كردن با جهان در سال 1990 در تعريف ديپلماسي عمومي چنين نوشت: «تلاشهاي رسمي دولت براي شكل دادن به محيط ارتباطي در كشورهاي خارجي‌اي كه در آنها سياستهاي امريكا اجرا مي‌شود، تا بدين وسيله از ميزان تأثيرات منفي، سوء تعبيرها و سوء تفاهمها در زمينه روابط ميان امريكا و كشورهاي ديگر كاسته شود».

ميان ديپلماسي عمومي و ديپلماسي سنتي تفاوتهاي جدي وجود دارد؛ ديپلماسي عمومي صرفاً با دولتها سروكار ندارد بلكه مخاطب خود را در ميان افراد و سازمانهاي غيرحكومتي مي‌جويد.

 

ديپلماسي رسانه‌اي

ديپلماسي رسانه‌اي به صورت عام به معناي به كارگيري رسانه‌ها براي تكميل و ارتقاي سياست خارجي است. راماپراساد محقق امريكايي آن را به عنوان نقشي كه رسانه‌ها در فعاليتهاي ديپلماتيك ميان كشورها بازي مي‌كنند تعريف كرده است. براي تشريح ديپلماسي رسانه‌اي از واژه‌هاي خاصي مانند ديپلماسي روزنامه‌اي، ديپلماسي راديو و تلويزيون، ديپلماسي ماهواره‌اي و ديپلماسي اينترنتي نيز استفاده مي‌شود

ديپلماسي رسانه‌اي در سياست خارجي هر كشور به دو صورت تحقق مي‌يابد.

به مديريت سازمانهاي ديپلماتيك رسمي كشور؛

به صورت خودجوش و در راستاي سياستهاي كلان كشورها.

در شيوه اول، دولتها يا اقدام به تأسيس رسانه‌هاي ويژه ديپلماسي مي‌كنند و يا اينكه رسانه‌هاي موجود را به انجام اقداماتي در راستاي سياستهاي خارجي خود موظف مي‌كنند. تأسيس راديوهاي برون‌مرزي مانند VOA و BBC از نوع اول است و در نوع دوم با سانسور خبرها، محدودكردن خبرنگاران و غيره در حوزه‌هاي خارجي به منويات خود دست مي‌يابند.

 

تلويزيون فارسي BBC

قبل از معرفي تلويزيون BBC نياز است به معرفي مختصري از ماجراي BBC در ايران بپردازيم ، جنگ جهاني دوم و پيامدهاي آن ، جايگاه BBC را به عنوان يكي از رسانه هاي خبري تثبيت كرد. در پس زمينه پيدايش BBC فارسي در شرايط آن زمان به دو عامل هم راستايي با اهداف استعماري دولت انگليس و همچنين مهمترين دغدغه سياست انگليس در آن دوران يعني جنگ جهاني دوم مي توان اشاره كرد. در حقيقت انديشه توليد و پخش برنامه به زبان هاي غيرانگليسي بيش از آن كه ابتكار دولت وقت انگليس باشد ، واكنشي در مقابل قدرت روزافزون ماشين تبليغات آلمان نازي بود.

با آغاز كار تلويزيون فارسي BBC در ژانويه سال 2009 ميلادي شاهد قطب بندي هاي جديد در جغرافياي رسانه هاي فارسي زبان خواهيم بود. بدون ترديد و در نگاه اوليه ، اين قطب بندي جديد براي رسانه هاي داخلي ، هم فرصت ها و هم چالش هايي را فراهم مي كند.

يكي از مهمترين دلايل موفقيت BBCروند حركتي آن در عرصه رسانه اي به گونه اي بوده كه همواره توانسته است پيامي جذاب ، شنيدني و يا خواندني براي مخاطب داشته باشد.

رقابت به گونه اي هدفمند به دنبال القاي اين موضوع به مخاطبان است كه سه اصل مهم «بي طرفي ، مخاطب محوري و تكثرگرايي» را در امر اطلاع رساني رعايت مي كند تا از اين طريق زمينه جذب و همراهي مخاطبان كشورهاي هدف را فراهم آورد.

در دنياي جديد رسانهاي ، مخاطبان تنها مصرف كنندگان اطلاعات نيستند ، بلكه مي توانند به راحتي نظرهاي خود را منتشر كنند و ارتباط از حالت فرد با جمع به صورت جمع با جمع درآمده است و فرايند ارتباط مخاطب محور شده است.

اصطلاحات زبان فارسي و گويش روزمره مردم آشنايي دارند و با بهره گيري از مكتب نوين ژورناليستي از مصاحبه هاي طولاني ، تمجيد بيش از حد از مصاحبه شوند و كندي در صحبت خودداري كرده ، از واژه هاي مناسب با ذائقه مخاطبان مختلف ايراني استفاده مي كنند. اين موضوع در برنامه هاي فرهنگي ـ اجتماعي نمود بيشتري دارد و در اين بخش با استفاده از ادبيات طنز و شوخي تلاش مي شود زمينه همراهي مخاطبان با برنامه ها فراهم شود.

در دنياي امروز ، رسانه ها به ابزارهاي تصويرسازي و تغيير تبديل شده اند و به قول دكتر يونس شكرخواه ـ استاد ارتباطات ـ ، اصل مهم جنگ رسانه اي ، تقابل ذهنيت ها براي تغيير عينيت هاست.

راه مقابله با رسانه هاي حريف :

اول ارتقاي سواد رسانه ، يعني مخاطبان (در داخل كشور) بايد دريابند كه اهداف رسانه ها چيست و چگونه بدون آنكه خود بخواهند ، رسانه هاي حريف ، به طور زيركانه به افكار ، كردار و رفتارشان شكل مي دهند.

دوم اينكه هر چه در كشور جريان چرخش اطلاعات و پيام سهل شود ، تاثيرگذاري بيروني را بر مخاطبانمان كمتر مي كنيم .

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 9:18 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 1388/03/31

مديريت بحران

 

+ سازمان و بحران

هدف هر سازمان دستيابي به توسعه و رسيدن به سطوح جديدي از نوآوري ، نظم و پيچيدگي است.

رسيدن به اين اهداف مستلزم گذر از تنگناها و تضادهاي موجود است.

`  نتيجه: توسعه خود فرآيندي بحران زاست + سازمان نه تنها با بحران مواجه است بلكه براي دستيابي به توسعه نيازمند مديريت بحراني (Crisis Management) است.

 

مقابله با بحران

مديريت بحران يکي از مهارت هاي اساسي روابط عمومي محسوب مي شود. بحراني که به خوبي اداره شود به جاي لطمه وارد کردن بر حسن شهرت سازمان ، موجب ارتقاي آن مي شود. بحران هاي بالقوه را شناسايي و طرح هاي احتمالي مقابله با آنها را تهيه کنيد تا در صورت وقوع حادثه خيالتان آسوده باشد.

 

+ روابط عمومي و مديريت بحران

روابط عمومي براي پيش بيني به موقع بحرانها ، قبل از وقوع بايد به جاي حاشيه در متن سازمان و مخاطبان قرار داشته باشد.

هر شكايت و گلايه و تهديدي را دور از نظر نداشته و به آن احساس مسئوليت كند.

هر انتقاد و گلايه كوچك مي تواند زمينه بروز يك بحران جدي براي سازمان باشد.

 

+ مديريت رسانه اي ، افكار عمومي و بحران ها

² از كاركردهاي موثر روابط عمومي ها در زمان بحران ، اعمال مديريت رسانه اي در بحران هاست.

² اگر رسانه ها در زمان بحران به درستي اطلاع رساني ، هدايت و مديريت نشوند بزرگترين خطر براي سازمان درگير بحران و ايجاد تنش در افكار عمومي خواهد داشت.

 

اثر بخشي مديريت رسانه اي

ـ تعيين سياستهاي اطلاع رساني در شرايط بحران

ـ چه نوع پيام با چه محتوا و كيفيتي ارائه شود ـ قالبهاي خبر و مصاحبه ، گزارش ، تحليل ، تفسير

ـ شناسايي مخاطبان هدف در بحران و عوامل موثر در تشديد يا كاهش بحران ـ شناسايي ابزارهاي رسانه اي (راديو ، تلويزيون ، مطبوعات ، خبرگزاري ، سايت و ...)

ـ مراجعه به افكار عمومي و مخاطبان هدف با تحقيقات ميداني، اثرسنجي برنامه اي و تحليل محتوا و سنجش نگرش

 

 

  


هوشمند سفيدي : روابط عمومي با شعار مديريت بحران اعلام موجوديت کرد و برگزاري دومين سمپوزيوم بين المللي (روابط عمومي بحران ؛ مديريت مسئله و سازمانهاي بحران ستيز) خود به معناي اين است که :

1 ـ بحران واقعيت است ، 2 ـ براي مقابله با بحران بايد برنامه ريزي کرد. 3 ـ بسياري از بحرانها ، قابل پيشگيري است ، 4 ـ روابط عمومي بحران ، يک تخصص است و متخصصان روابط عمومي ، در مواقع بحراني ،گره گشايي مي کنند ، و الگويي حاکم بر عملکرد آنها ، الگوي آرماني باشد و نه الگوي تبليغاتي و يک جانبه گرا .

 

مطالعه بحران ، انواع آن و  عوامل ناشناخته موثر در ايجاد بحران و تشخيص به موقع بحران و توجه به بحران هاي سابق و بررسي نحوه مداخله مثبت در پيشگيري و کنترل کاهش آثار منفي است . يکي از قوانين طلايي روابط عمومي ، آماده باش به سازمان براي مقابله با بحران است و بي توجهي به مسئله ، آبستن بحران است و شعار روابط عمومي بحران : «آماده باشيد» است.

 

لولا زقلمه (رئيس انجمن بين المللي روابط عمومي): در ابتدا ، توجه به تفاوت بين موضوع و بحران ضرورت دارد يک موضوع ، يک مشکل جدي است که يک شرکت با آن درگير مي شود. اما آن هنوز يک موضوع داخلي است. زمانيکه اين مشکل به رسانه ها مي رسد ، مي تواند به بحران تبديل شود. بنابراين زماني که يک موضوع مورد شناسايي قرار مي گيرد ، آن بايد به طور داخلي بررسي و حل و فصل شود ، قبل از اينکه به دنياي خارج پراکنده شود.

 

«آمادگي براي بحران» با شکل گيري يک تيم ارتباطات بحران با رهبري مدير روابط عمومي آغاز مي شود.

 

رسانه ها در هنگام بحران مي توانند خشن و تهاجمي باشد ، فقط فرد تعيين شده براي سخنگويي بايد با رسانه ها سخن بگويد.

 

دکتر خانيکي : در تعريف جديد روابط عمومي ها نکته اي که بايد توجه کرد ، اين است که روابط عمومي را به عنوان کانون تفکر بايد نگريست ، روابط عمومي بايد در مديريت استراتژيک قرار بگيرد و از مديريت اجرايي خارج شود و از طرفي مديريت ريسک را به طور جدي مورد توجه قرار دهد و بايد با الگوي فرصت و تهديد به اين مساله نگاه کرد و از طرفي روابط عمومي ها بايد قدرت اطلاع رساني به موقع را نيز پيدا کنند تا بتوانند بازخوردها را به موقع منعکس و منتقل کنند.

 

روابط عمومي در سازمان ها از وجه تبليغات مورد توجه هستند نه انتقال بازخورد ؛ که بايد اين نگاه اصلاح شود. روابط عمومي ها ، بايد امکان حضور موثر در افکار عمومي را داشته باشند وب توانند سرمايه اجتماعي را گسترش دهند ؛ از روابط عمومي ها انتظار مي رود که از يک دهان بزرگ در سازمان ها به يک گوش بزرگ و ذهن خلاق تبديل شوند؛ اين کار در عين سختي امکان پذير است.

 

براي رسيدن به اين نقش ها بايد گفت ، با تاريخي که از بحران داريم مي توانيم به بخش هاي جديدي براي روابط عمومي بپردازيم . لذا ، به نظر نمي آيد بسياري از بحران ها ، بحران باشد و اين کار روابط عمومي است که نشان دهد چه چيزي بحران است ؟ و چطور مي تواند بين نهادهاي اجرايي و سياسي و شهروندان رقابت و همکاري را سامان دهد ؟ قرار گرفتن روابط عمومي در حوزه ي مديريت هاي اجرايي ، نگاه عمده در روابط عمومي ها است که بايد مورد توجه قرار گيرد. بحران ها به همان صورتي که به وجود آمدند قابل رفع نيستند، بنابراين بايد نگاه ها را عوض کرد تا بتوانيم بحران ها را برطرف کنيم و نکته مهم اين است که روابط عمومي ها پارادايم و قالب خود را تغيير دهند.

 

سازمان و بحران

از آنجا که هدف هر سازمان و تشکيلاتي دستيابي به توسعه به معناي رسيدن به سطوح ديدي از نوآوري ، نظم و پيچيدگي است و رسيدن به اين اهداف مستلزم گذر از تنگناها و تضادهاي موجود است لذا توسعه خود فرآيندي بحران زاست و مي توان گفت هر سازماني نه تنها با بحران مواجه است بلکه براي دستيابي به توسعه نيازمند مديريت بحران (Crisis mangement) است.

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:45 |  لينک ثابت   • 

شنبه 1388/03/02

مثلث برمودا

 

مثلث برمودا (به انگلیسی: Bermuda Triangle) منطقه‌ای است در شمال‌غربی اقیانوس اطلس، که ادعا می شود تعدادی هواپیما و کشتی به طور مرموزی ناپدید شده‌اند.

مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.






موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.
در غرب اقیانوس اطلس، در آن سوی سواحل جنوب شرقی ایالات متحده ، ناحیه ‌ای وجود دارد که به شکل مثلث است . این ناحیه از برمودا در شمال آغاز می‌شود و تا قسمت جنوبی فلوریدا امتداد می‌یابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزایر باهاما و پورتوریکو،به طول جغرافیایی ۴۰ درجه به سمت غرب کشیده می‌شود و دوباره به برمودا باز می‌گردد.
این ناحیه که به مثلث برمودا معروف است ،در لیست رازهای ناشناخته جهان به مکانی اضطراب انگیز وباور نکردنی به ثبت رسیده است . در این مکان بیش از صدها هواپیما وکشتی بدون آنکه کوچکترین اثری از آنان باقی بماند ، ناپدید شده‌اند .اغلب این حوادث از سال ۱۹۴۵ به بعد روی داده است ،و در طول ۲۶ سال اخیر بیش از ۱۰۰۰نفر در این ناحیه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بی آنکه حتی اثری از جسد یکی از آنها یا نشانه ای از بقایای هواپیماهاو کشتی‌های ناپدید شده باقی مانده باشد .
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.
این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روییت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.


منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.



مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روییت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.
در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت می‌آید … ما نمی‌توانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

علل واقعه
علل فرضی طبیعی


توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارایه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.

علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.
یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارایه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.
ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد.
او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامریی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.

داستانی عجیب

حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت.
هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟
آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟

گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارایه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.
دانشمند روسی مدعی کشف راز مثلث برمودا شد

دانشمند ژیوفیزیک و نظراتش
یک دانشمند ژیوفیزیک ساکن شهر وارونژ روسیه مدعی کشف یک علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.
به گزارش ایسنا، ولادیسلاو بوکریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یکی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه‌های ‌ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی می‏دهد. این حرکت به یادآورنده پرتاب کننده دیسک است که در آغاز خود می‏چرخد و تنها در لحظه ای که بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد، دیسک را به جلو پرتاب می‏کند.
به نظر وی وجود میکرو و ماکرو گودال‌هایی ‌در این منطقه، مولد آشفتگی‌های ‌جاذبه ای و مغناطیسی می‏باشد که در نتیجه آن دستگاه‌ها ‌از کار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می‏کند که گاهی مرگبار است.
وی می‏گوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌های ‌ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود می‏کشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مرکز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناک است. در این فاز، ابتدا گودال‌های ‌آبی و پس از آن گودال‌های ‌هوایی پدیدار می‏شوند. این وضعیت همانند فنجانی است که به طور ناگهانی انتهای آن را باز کنند. آب به سمت شکاف حرکت می‏کند و حرکتی گردشی به خود می‏گیرد و در امتداد خود، جریان هوا را می‏راند. این دانشمند ژیوفیزیک روسیه می‏افزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشکیل جریانات، می‏توان روشی را ایجاد کرد که وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناک جهان هشدار دهد.

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 9:21 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 1387/05/27

میلاد نور مبارک

ميلاد با سعادت ذخيره الهي و منجي نهايي ، سر عظيم و اسم اعظم

ديده بان خدا و مظهر هدي ، مهدي موعود (عج) برهمه مسلمانان مبارك

  

سلام بر تو هنگامي كه قيام نمايي                      سلام بر تو هنگامي كه بنشيني

سلام بر تو هنگامي كه بخواني و بيان كني

سلام بر تو هنگامي كه نماز گذاري و عبادت كني

سلام بر تو هنگامي كه .....

 

 

اسماء و القاب امام زمان (عج) در قرآن کریم

حسن

« و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیئن و الصدیقین و الشهداء الصلحین و حسن اولئک رفیقا»(نساء آیه۶۹) و آن کس که اطاعت کند خدا و پیامبر را پس آنان با کسانی همراه اند که خدا نعمت به ایشان داده است از پیامبران و راستگویان و کشتگان راه خدا و شایستگان و چه نیکو ایشان رفیقان اند  «امام صادق در ذیل آیه می‌فرماید: «نبیین» رسول خدا (ص) است.» و «الصدیقین» علی(ع) است.» و «الشهداء» حسن و حسین(ع)است. » «صالحین» ائمه می باشند.» و«حسن اولئک رفیقا» قائم آل محمد(ص) می باشد.


برهان الله

«یایها الناس قد جاء کم برهن من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا » (نساء آیه۱۷۴) «ای مردم همانا بیامد شما را برهانی از جانب پروردگار شما و فرستادیم به سوی شما پرتوی آشکار » مراد از نور چیزی به ‌جز قرآن نمی تواند باشد. زیرا فرمود: « انزلنا الیکم نورا » مراد از برهان رسول اکرم و ائمه هدات است و رسالت. شاهد دیگر کلمه «واعتصموا» در آیه بعد است چون در تفسیر آیه ی ۳۰ آل عمران که فرموده : «واعتصموا بحبل الله جمیعا» که مراد ولایت ، ائمه هدات ، معصومین از امیرالمومنین تا وجود ولی عصر است.

 

العزیز

«یایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم ... من یشاء و الله واسع علیم » (مائده آیه ۵۴) « ای آنان که ایمان آوردید هر کس باز گردد از شما از دین خود به زودی بیاورد خدا قومی را که دوستشان دارد و آنها هم او را دوست دارند فروتن اند در برابر مومنان گردن فرازان اند بر کافران جهاد می کنند در راه خدا و نمی ترسند از سرزنش سرزنشگر این است فضل خدا که می دهد آن را به هر که بخواهد و خداست گشایش دهنده دانا » ، تاویل « عزیز» در این آیه امام زمان (عج) می باشد.

حزب الله

« و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا فان حزب الله هم الغلبون » ( مائده آیه۵۶ ) و آن کس که دوستی کند با خدا و پیامبرش و با آنان که ایمان آوردند پس به درستی که حزب خدا پیروزند «شرط حزب الله بودن در این آیه ۳ چیز می‌باشد: 1 ـ اطاعت خداوند متعال ، 2 ـ اطاعت از رسول خدا ، 3 ـ اطاعت از مومنین) منظور از مومنین در قرآن ائمه معصومین و در عصر ما وجود ولی عصر می باشد.


نور

« و لکل درجت مما عملوا وما ربک بغافل عما یعملون » (انعام آیه۱۳۲) «و هر کدام را مراتبی است در ازای آنچه انجام دادند و نیست پروردگار تو غافل از آنچه می کنند » امام صادق : منظور از مرده ،نادانی است که هیچ نفهمد.

 
آیت الله

« هل ینظرون الا ان تانیهم الملئکه او یاتی ربک ... او کسبت فی ایمنها خیرا قل انتظروا انا منتظرون» (انعام آیه۱۵۸) «آیا انتظار دارند جز اینکه بیایند به سویشان فرشتگان یا بیاید پروردگا تو یا بیاید پاره ای از آیات پروردگار تو روزی که می آید پاره‌ای از آیات پروردگار تو سود نمی دهد کسی را ایمان آوردنش اگر ایمان نیاورده باشد از پیش یا نیندوخته باشد در ایمان خود خیری را بگو پس منتظر باشید که ماییم منتظران» امام صادق در ذیل آیه می فرماید : آیات همان امامانند و آیه ای که مورد انتظار است قائم است . در آن روز کسانی را که اوست خدایی مه شما پیش از قیام او با شمشیر ایمان نداشته اند ایمان سودی نبخشد هر چند به امامان دیگر از پدران او ایمان داشته باشند.

 

اعراف

« و بینهما حجاب و علی الاعراف رجال یعرفون کلا بسیمهم و نادوا اصحاب الجنه ان سلم علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون » (اعراف آیه۴۶) «و میان ایشان حجابی است و بر اعراف مردانی هستند که بشناسند هر کدام را به سیمایشان و ندا می‌کنند به یاران بهشت که سلام بر شما داخل نشوند در آن در حالی که طمع دارند» امام علی (ع) در ذیل آیه می فرماید: »ما هسنیم اعراف. روز قیامت بر صراط خداوند عزوجل به بهشت نرود مگر کسی که ما را بشناسد و ما او را بشناسیم و به جهنم نرود مگر کسی که ما او را نشناسیم و او ما را نشناسد.


اسم الله

« و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها و ذروا الذین یلحدون فی اسمائه سیجزون ما کانوا یعملون » (اعراف آیه۱۸۰) « و برای خداست تامهای نیکو پس بخوانیدش با آنها و واگذارید آنان را که کجروی می کنند در نامهای او بزودی پاداش داده شوتد به آنچه می کردند » امام صادق (ع) می فرماید: آنان ائمه هستند.


ساعه

« یسئلونک عن الساعه ایان مرسها قل انما علمها عند ربی … عند الله و لکن اکثر الناس لا یعلمون» (اعراف آیه۱۸۷) « می‌پرسند از تو درباره ساعت چه وقت است لنگرگاه آن بگو که علم آن نزد پروردگار من است پدیدارش نسازد به هنگامش جز او سنگین است در آسمانها و زمین نیایدتان مگر ناگهان می پرسند از تو چنانکه گویی تو آگاهی از آن بگو که علمش نزد خداست لیکن بیشتر مردم نمی دانند ».


المص

«المص» (اعراف آیه ۱) ، امام باقر(ع) فرمودند: « هرگاه حروف مقطعه را بدون تکرار برشماری هیچ یک از حروف مقطعه نیست مگر اینکه چون مدتش بگذرد یکی از فرزندان ‌هاشم پس ازگذشت آن به پا خیزد سپس فرمودند: الف یکی ، لام سی ، میم چهل ، صاد نود و آن صد و شصت و یک می‌شود. آن گاه آغاز خروج حسین بن علی الم ، الله بود چون مدتش بگذرد ، قائم(عج) از فرزندان عباس هنگام(المص) قیام می‌کند وقائم ما هنگام منقضی شدن آن در «الر» به پا خواهد خواست پس این را بفهم وخوب تدبر کن وحفظ کن وآن را از نااهل مخفی بدار.

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 8:41 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه 1387/03/07

غزل از حضرت امام خميني(ره):

 

درياى جمال

 

ســــــر زلفت به كنارى زن و رخسـارگشــا

                                         تا جهــان محــو شود، خرقـه كشـد سوى فنا

به سـر كــوى تـو اى قبلــه دل، راهـى نيست

                                ورنه هــــرگز نشـــــوم راهــى وادىّ "مِنا"

از صفـــاى گـل روى تو هر آن كس برخـورد

                                بَـــــــركَند دل  ز حريم و نكُند رو به "صفا"

طاق ابـروى تو محـراب دل و جـان من است

                                 مــــــن كجا و تو كجا؟ زاهد و محراب كجا؟

ملحد و عــارف و درويش و خراباتى و مست

                                 همـــه در امــــرِ تو هستند و تو فرمانفرما

خرقــه صوفى و جــام مى و شمشيـر جهـاد

                                          قبلـه‏گاهى تو و اين جملـه، همـه قبلـه نمـا

رَسَـــم آيا به وصـــــال تو كه در جان منى؟

                                         هجــر روى تو كه در جــان منى، نيسـت روا

ما همـه مـوج و تو درياى جمالى اى دوسـت

                                 مــــــوج درياست، عجب آنكه نباشد دريا

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:48 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 1387/03/05

روابط عمومي و چالش ها

 

مقاله علمی ـ تحلیلی

روابط عمومی و چالش ها

« فَإِنَّ فِی النّاس عُیُوباً اَلوالی اَحَقُّ مَن سَتَرَها ـ فَلا تَکشِفَنَّ عَمّا غابَ عَنکَ مِنها ـ فَإِنَّما عَلَیکَ تَطهِیرُ ما ظَهَر لَک ـ و اللهُ یَحکم عَلی ما غابَ عَنکَ ـ فاستُرِ العَورَه مَااستَطَعتَ ـ یَستُرِ اللهُ مِنکَ ما تُحِبُّ سَترَهُ مِن رَعیَتِکَ » (نهج البلاغه ـ نامه 53)

 

الف) رویکرد جهانی ـ اسلامی :

ا ـ الگوی عملی مدیریتی در اسلام امام علی (ع) در نامه معروف خود به فرمانروای حکومت مصر مالک اشتر می فرماید: زیرا مردم عیوبی دارند که مدیران در پنهان داشتن آنها از همه سزاوارتر است ـ پس مبادا آنچه بر شما کارگزاران پنهان است آشکار گردانید و آنچه هویداست بپوشانید ـ که داوری در آنچه از تو پنهان است با خدای جهان می باشد ـ پس چندان که می توانی زشتی ها را بپوشان ـ تا آن را که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند خدا بر تو بپوشاند.

روز جهانی ارتباطات که بیشتر با واژه مخابرات امروزی تسخیر یافته و در جوار آن تصویب روز ملی روابط عمومی (27 اردیبهشت ماه) در جمهوری اسلامی ایران نشانه عمق درایت و توجه به روابط انسانی و سازمانی می باشد.

جهانیان بعد از پایان جنگ جهانی دوم به دنبال عرضه کالا و خدمات متنوع رفتند. اما مواجهه با مشکل اولیه انباشته شدن محصولات تولیدی و کالاهای بی مشتری و از طرفی رشد و توسعه و عدم آشنایی به روش های کنترل کیفیت و بهینه سازی فرآیند تولید نیز از جمله سایر موانع توسعه یافتگی بودند. استفاده از اصول و روشهای علمی ، بازده بسیار خوبی در ارزیابی و بهبود تولید و ارائه خدمات داشت و مشتریان یا مخاطبان کالا و خدمات مختلف توانستند قدرت انتخاب بین کیفیت های متفاوت را داشته باشند. در واقع در این مرحله مهم ترین پارامتر تعیین کننده برای موفقیت یک کالا یا محصول ، همانا نزدیک بودن آن کالا و تولیدات با خواسته ها ، نیازها و انتظارات متقاضی که همان مشتری مصرف کننده آن خدمات می باشند مدنظر قرار گرفت.

2 ـ با تکیه بر خطاب امام علی (ع) دین مترقی اسلام در قرآن و نهج البلاغه تحت عناوین مختلف ، وظایف روابط عمومی امروزی را بسط و توسعه داده است.

اصول اساسی روابط عمومی در اسلام عبارتند از :

1 ـ 2) تبادل و تواصل = امام علی (ع): «علیکم بالتواصل والتبادل و ایاکم و التدابر و التقاطع» بر شما لازم است که پیوندهای دوستی و محبت را محکم کنید و بذل و بخشش را فراموش نکنید و از پشت کردن به هم و قطع رابطه بر حذر باشید.

2 ـ 2) طبقه بندی مخاطبان = امام علی (ع) : « اعلَم اِنَّ الرَّعیه طَبقات » بدان که مردم به گروه ها تقسیم شده اند.

نظریه ممیزی روابط عمومی که سالهای اخیر توسط «جیمز گرونیک» مطرح شد. بر طبقه بندی مردم و گروه های اجتماعی به طبقات و گروه های فرعی ، مطالعه روی ویژگی های آنها ، تعیین مخاطبان کلیدی و بررسی و ارزیابی هر یک از آنها نسبت به سازمان تاکید شده است.

3 ـ 2) توسعه ارتباطات مردمی = امام علی (ع): « و اجعل لذوی الحاجات منک قسماً تفرغ لهم فیه شخصک و تجلس لهم مجلساً عاماً فتتواضع فیه الله الذی خلقک ـ و تقعد عنهم جندک و اعوانک من احراسک و شرطک حتی یکلّمک متکلّمهم غیر متتعتع » بخشی از برنامه های روزانه ات را به نیازمندان اختصاص بده شخصاً آنان را ملاقات و در مجلس عمومی با آنان شرکت کن و برای خشنودی خداوندی که تو را آفریده است با آنان فروتن باش ـ در این مجلس به لشکریان و یارانت بگو کنار بروند و مزاحم نشوند تا کسی که می خواهد با تو حرف بزند ، بدون لکنت با تو گفتگو کند ... سعی کن با آگاهی ، برخوردهای تندشان را تحمل کنی و تنگ حوصلگی و خودخواهی را از خود دورکن تا خدا درهای رحمتش را به رویت بگشاید و صواب طاعتش را به تو ارزانی دارد ـ آنچه می بخشی با گشاده رویی ببخش و اگر به علتی نمی توانی ، با مهربانی عذرخواهی کن.

4 ـ 2) توجه به افکار عمومی = امام علی (ع) : «از آنچه خداوند در بدی و خوبی اشخاص به دهان مردم می اندازد ، می توان صالحان را از بزهکاران شناخت ـ استبداد رأی و تحمیل عقیده ، انسان را به هلاکت می رساند ، ولی مشورت با مردم ، شرکت داشتن در اندیشه ها و بهره گیری از افکار عمومی است.»

5 ـ 2) نقد عملکرد = امام علی (ع): «ای مالک تا دیروز تو و امثال تو ، اعمال و رفتار مسئولان را زیر نظر داشتید و از آنان انتقاد می کردید ـ امروز آنان اعمال تو را زیر سؤال قرار خواهند داد.»

6 ـ 2) توسعه نمای مثبت سازمانی = امام علی (ع): «حسن ظن مردم ، زحمت مدیریت تو را آسان می کند.» ـ «محبوب ترین چیزها نزد تو باید کارهایی باشد که رضایت و پسند مردم در آن بیشتر است.»

7 ـ 2) اخلاق = امام علی (ع): «بزرگ کردن بیش از آنچه وجود و اهمیت دارد ، نور حق را می زداید.» ـ «اگر انجام کار ممکن شد ، آن را کوچک نشمار.» ـ «مبادا کاری را که برای مردم انجام می دهی زیادتر از اندازه به رخ شان بکشی و بزرگ جلوه کنی و یا اگر وعده ای به آنان می دهی ، از آن تخلف کنی.»

سه اصل الف) پرهیز از بزرگ نمایی ب) خود داری از کوچک نمایی واقعیتها ج) کوتاهی نکردن در عمل به وعده ها و عدم اجرای برنامه ها

 روابط عمومی

 

ب) رویکرد سازمانی :

1 ـ سازمانها (در معنای وسیع کلمه) رکن اصلی اجتماع کنونی اند و مدیریت ، مهمترین عامل در حیات ، رشد ، بالندگی و یا مرگ سازمان هاست. مدیر ، روند حرکت از «وضع موجود» به سوی «وضعیت مطلوب» را هدایت کرده و در هر زمان و مکان ، برای ایجاد آینده ای بهتر در تلاش است. ما باید سهم آیندگان را مشخص کنیم و هر کدام از ما در هر پست و مقامی برای رسیدن به عزمی ملی در این زمینه مسئولیم. عزم جامعه و سازمان را مجموعه مدیریت هدایت می کند ، لذا امر «مدیریت» مهمترین مقوله ای است که باید برای این رشد و تعامل فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی جامعه مورد توجه قرار گیرد.

این جمله نقل از علمای علم مدیریت که : شخص مدیر باید مدیریت کند نه اجراء ، مورد اتفاق همگان است. اما برای زنده ماندن سازمان آن مدیریت نیاز به بازوهای اجرایی متفاوتی دارد. هر کدام از این بازوها مسیر رسیدن به هدف صفی یا ستادی آن سازمان که رسالت تأسیس اش بر آن نهاده شده را تعقیب می کنند. از طرفی آنچه مسلم است دو دهه اخیر را عصر فرا پیچیدگی ها و انفجار دانش نامیده اند و تئوری های سنتی جای خود را با تئوری «مدیریت آشوب» و «مهندسی مجدد» تعویض کرده اند ـ کلیه سازمانهای ملی ، فراملی و چند ملیتی از این قاعده تحول گرایانه دور   نبوده اند.

2 ـ آنچه به نظر می رسد واحدهای روابط عمومی در سازمان ها از حیث ساختاری در ردیف واحد ستادی نامیده می شوند اما مشکل اساسی همین جاست که وقتی پذیرفتم یک علم بین رشته ای جدیدی است که در سازمان ها نیز تأسیس گردیده می بایست روابط عمومی را به عنوان یک واحد ستادی ـ صفی بنامیم . تا هم بتواند در حوزه های اجرایی بازخورگیری دقیق و آنی از کالا و خدمات سازمان داشته باشد و هم بتواند به عنوان واحدی ستادی و مشاوری امین به مدیریت ارشد سازمان مشورت دهد.

باید بپذیریم که هر واحد صفی یا ستادی از استقلال نسبی درونی برخوردار است. اما واحد روابط عمومی به نقل از نظریه فلسفی معروف «وحدت در عین کثرت» ، اوج بالندگی مدیریتی ، هنر زیبایی سازمانی و حرفه تجربه گرایی انسانی آن اقتضاء کرده که قائم به ذات نباشد همچون شیرینی شکری که درون مجموعه ای آب مخلوط شده و کاملاً حل می شود. اگر مقدار این شکر کم باشد کلیه اجزاء آب شیرین نمی شوند و اگر هم شیرینی بیش از حد باشد که به درجه اشباع سازمانی رسیده و توان حل شدن درون آن ندارد.

3 ـ با توسعه علم فناوری درون سازمانها همه پیکره سازمانها رشد و تقویت یافته اما همین که نوبت روابط عمومی می رسد می گویند امکانات فناوری ارتباطی برای چیست؟ نیروی انسانی با تخصص فناوری یا کارشناسی علوم ارتباطی برای چیست؟

آیا هنوز قانون کارگزینی بعضی سازمان ها می گوید نیروی انسانی روابط عمومی با تخصص مشاوره یا هتل داری باید باشد؟ با توجه به تخصصی بودن امر بودجه ریزی اما به واحد روابط عمومی که می رسند کد بودجه نباید داشته باشد؟

پس این میوه ممنوعه است یا شکر حلال در آب؟

انجمن جهانی روابط عمومی (IPRA) می گوید: روابط عمومی بخش مراقبت های ویژه یک سازمان است . آیا این بخش ویژه خود نباید ویژه و تخصصی رشد یابد؟

 

ج) روابط عمومی در ایران :

1 ـ روابط عمومی به شکل کنونی از 100 سال پیش در سازمان های غربی (اروپا و آمریکا) پدید آمد و قدمت آن در کشور ما حدود 50 سال و در شرکت نفت می باشد. البته شایسته است این نکته متذکر شویم به شکل سنتی در دوران قاجاریه توسط میرزا حسین خان مشیر الدوله (سپه سالار) و در وزارت عدلیه آن زمان روابط عمومی به عنوان نهادی مردم سرا وجود داشته است.

مقام معظم رهبری در هفته دولت ـ شهریور 86 در سخنان مبسوطی خطاب به دولتمردان نظام جمهوری اسلامی دو مرتبه دست روی روابط عمومی ها می گذارند ـ به چه علت ؟!!!

2 ـ همه اجزاء سازمانها (اداری مالی ـ فنی ـ برنامه ریزی ـ آمار ، نظارت و ...) بنابر جبر محیطی ، اقتضای حاکم ، جو سازمانی و توسعه سریع علوم و تکنولوژی ، سهم واقعی خود را مطالبه کرده و یا در سبد توسعه یافتگی قرار گرفته اند. از طرفی هیولای توسعه ، واحدهای روابط عمومی ها را ضعیف ، نهیف ، به روزمره گی و یا بلعیده است!!

در یک سیر تقویمی در تاریخ پرافتخارمان می بینیم بعد از 27 اردیبهشت ماه حدود یک هفته در سوم خرداد با ارتباطی صحیح و منسجم میان ارتش و سپاه اسلام در سال 1361 همین بس که واقعه عظیمی به نام فتح خرمشهر به وقوع می پیوندد!! معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) در 15 خرداد 1342 در یک دوره 15 ساله با ایجاد حلقه های قوی ارتباطی میان نسل جوان گسسته آن زمان تعامل و ارتبطی قوی ایجاد کرده تا با یک تئوری باز مهندسی فکری جامعه ایران به یک خود شکوفایی و انقلاب اسلامی در بهمن 1357 میرسد!! و حال مقام معظم رهبری با یک آسیب شناسی جدی از بدنه نظام اسلامی دست بر روی روابط عمومی دولت می گذارد. آیا براستی ساختار و شرح وظایف پوسیده این روابط عمومی نیاز به جراحی و ترمیمی اساسی ندارد؟

آیا براستی روابط عمومی وظیفه یک تشریفات چی ، پلاکارد چسبانی ، یا بازاریابی و یا مشتری یابی محض دارد یا خیر؟

 

الگوها

کارکردها

روابط عمومی توجیه گر

تبلیغی محض

روابط عمومی تبیین گر

فاقد نوآوری

روابط عمومی تحلیل گر

علمی ـ فعال ـ نوآور

 

با مطالعه این جدول به سیر تکوینی روابط عمومی ها پی می بریم. مدیران و کارشناسان روابط عمومی سازمان ها برای دستیابی به اهداف و استراتژی های تعیین شده باید روابط عمومی را از دو زاویه 1 ـ روابط عمومی فن گرا ، 2 ـ روابط عمومی حرفه ای بنگرند ـ در روابط عمومی فن گرا ، با بهره گیری از فنون ارتباطی شرایط مطلوب ارتباط بین مخاطب با سازمان فراهم می شود. در روابط عمومی حرفه ای ، گرایشها ، سیاستها و استراتژ های بلند مدت به سان کارکرد گسترش قلمرو باید مورد توجه قرار گیرد. از طرفی متوجه خواهیم شد که از سه الگوی روابط عمومی توجیه گر ، تبیین گر و تحلیل گر ، الگوی سوم (الگوی روابط عمومی تحلیل گر) اثرگذاری و سودمندی بیشتری را در پی خواهد داشت.

روابط عمومی تحلیل گر با توجه به فلسفه وجودی سازمانش برنامه ادواری منظم دارد و برای رویارویی با بحرانها و چالشها که ناگهان و خارج از اراده حادث می شود ، دارای طرح و برنامه در مدیریت بحران است. روابط عمومی تحلیل گر ، روابط عمومی علمی ، سیستماتیک ، فعال ، نوآور ، قابل انعطاف و اثرگذار است.

روابط عمومی آنقدر می ارزد که با عینک اعتماد و اطمینان به آن نگاه کنیم

 

 

 

 


3 ـ روابط عمومی در سازمانهای رسانه ای از جمله سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز از بدو تأسیس دچار فراز و نشیب های مقطعی شده است. زمانی در حد «مردم سرا» و کارکرد تبلیغی محض کار خود را آغاز کرده و زمانی نیز در قالب نظرسنجی و تحقیق میدانی از مخاطبان رسانه تا اثرسنجی مستقیم با سیستم ارتباطی (162) و حتی به عنوان مشاوری امین تا سطح مدیریت از سال 1377 تاکنون ارتقاء یافته است. ساختار اداره کل روابط عمومی در تهران و واحدهای تابعی مدیریتی با شرح وظایف سازمان دهی شده خیلی زودتر از مجموعه بدنه دولت توانسته جایگاه خود را تثبیت نماید. البته در یک بازمهندسی داخلی می توانند به کمک حوزه فنی سیستم رایانه ای تمام دیجیتال (162) را اصلاح و بهبود روش دهد که در امر مهم بازخورگیری از برنامه های رسانه با گستردگی استانی ، شبکه های ملی و فراملی بتواند بهتر از قبل عمل نماید. مهندس ضرغامی ریاست سازمان صدا و سیما در اجلاس رسمی سالیانه روابط عمومی ها (سال 1385) می گوید: روابط عمومی مینیاتور رسانه ملی و شریک مدیریت است.

 

 

4 ـ مرحوم دکتر نطقی ـ بنیان گذار روابط عمومی نوین در ایران: «روابط عمومی مدعی العموم مردم در سازمان و وکیل مدافع سازمان در بیرون است.» ـ با تاکید بر حرکت خوبی که از سال گذشته همایش ملی روابط عمومی برگزار می شود . تذکر برگزاری مراسم با کارگاه های حاشیه ای و برنامه ریزی شده نیاز و ضرورت آن حس می شود. هر چند که روابط عمومی کارکردهای گوناگونی دارد اما آنچه که در این همایش ها بر آن تاکید شده پررنگ نمودن نقش اطلاع رسانی بوده است.باید بپذیریم که در اثر نبود متولی مستقیم دولتی با اختیارات مکفی در گذشته باعث شده که ابتدا روابط عمومی ها را تضعیف نموده سپس بعضی از نقش های آن مانند تحقیقات و پژوهش ، نظرسنجی ها ، فرهنگی و ... را در بعضی از سازمانها و وزارتخانه ها از آن منفک نموده و با همین امکانات و منابع انسانی مورد لزوم ، واحدهای جدیدی را تاسیس نموده اند که در سالهای اخیر نیز تحت عنوان « سخنگو » شغلی جدید وارد بازار کار شده است. باید تاکید نمود که سخنگویی برای هر مجموعه سازمان یافته ای ضرورت دارد ولی اینکه از وظایف ابتدایی اطلاع رسانی در روابط عمومی ها بوده چرا امروز باید به عنوان تافته ای علی بافته در بعضی از سازمان ها به شکل حتی قارچ گونه رشد نماید؟ و این رشد نیز به نوبه خود عرصه را بر روابط عمومی ها تنگ نموده یا حتی روابط عمومی ها را در موضع انفعالی قرار دهد؟!

از طرفی دیگر می بینیم 1 ـ بعضی از مدیران در انتصاب روابط عمومی شان ره به خطا برده 2 ـ و برخی نیز خودشان از قافله نرم افزار علم ارتباطات فاصله زیادی دارند 3 ـ در بعضی حالات نیز مدیرانی که خود از قافله مندان علم ارتباطات بوده اند در مصدر مدیریت ارشد مجموعه شان می خواهند نقش روابط عمومی خود را نیز حفظ کنند. هر سه این حالات متأسفانه از آفتهای فعلی سیستم سازمانی بوده که مانع پیشرفت تخصصی روابط عمومی ها شده اند و نهایتاً چهره زیبا گرایانه سازمانها به رخوت و کهولت تبدیل نموده اند!!

در پایان باید پذیرفت که روابط عمومی نتیجه اجتناب ناپذیر تحولات جامعه و سیستم ارتباطی است که نقش ارزنده در ارتقای فرهنگی ، اطلاع رسانی و بیداری افکار عمومی دارد. هم اکنون زمان آن رسیده که روابط عمومی با تحلیل و تفسیر روندها و مسائل محیطی ، باید حرفه ای و دائماً متغیر و متحول باشد تا بتواند کارکردهای مختلفی را ارائه دهد. در وصف روابط عمومی همین بس که :

 

ما جام می ز مملکت جم نمی دهیم          گنج عیان به نعمت مبهم نمی دهیم

سـودا نمی کنیـم کنـار تو با گهـر           دریـای در نثار به درهم نمی دهیم

 

علیرضا یزاف

کارشناس ارشد مدیریت و مدیر روابط عمومی

Weblog: yazzaf.blogfa.com

 

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 14:54 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/02/25

قطره و دريا

 

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني مستي و ديوانگي - عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر - عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن - عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن - عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن - عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار - عشق يعني هرچه بيني عكس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن - عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب - عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني ، آه شبان - عشق يعني معني رنگين كمان

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 12:23 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 1387/02/15

مقاله علمی ، تحلیلی

 

خلیج فارس و بوشهر

 

دهم اردیبهشت ماه بهانه ای است در تقویم رسمی کشور که سری به خلیج فارس زده و یادآور خروج غاصب های پرتقالی را از این آب راه حیاتی خاورمیانه جشن بگیریم. در این مجال اندک جایگاه خلیج فارس و بوشهر را از دو منظور جهانی و منطقه ای بررسی می کنیم.

الف) رویکرد جهانی:

1 ـ پیشینه تاریخی:

عمر زمین شناسی آن بیش از 55 میلیون سال قبل و تاریخچه دریانوردی به قرن چهارم قبل از میلاد بر می گردد. خلیج فارس در واقع نام پیشرفتگی دریایی بین ایران و شبه جزیره عربستان است. بنابر اسناد محکم یونانی لااقل از قرن اول قبل از میلاد مسیح استیلای حکومت ایران بر خلیج فارس و حتی حاشیه جنوبی این دریا شامل کشورهای امروزی کویت ، قطر ، امارات متحده ، بحرین و عمان بوه و در واقع خلیج فارس بطور کامل داخل ایران قرار داشته است. از زمانهای قدیم عربها به این دریا بحرالفارس می گفتند که در مأخذ اسلامی و تفاسیر قرآن کریم نیز بدین نام آمده است ودر نوشته های غربی آن را «پرسیکوس سینوس» (Persicussinus) و امروزه «پرشن گلف» (Persian gulf) می گویند. از قرن های قبل بهانه های تجارت و دریانوردی کشورهایی نظیر پرتقال ، هلند ، انگلستان ، فرانسه ، آلمان و ... ابزاری برای چپاول و استیلاء بر خلیج فارس بوده است.

2 ـ جغرافیا:

مساحت خلیج فارس بیش از 251226 کیلومتر مربع است. تنها ورودی این آب راه بین المللی از شرق تنگه هرمز بوده که به دریای عمان و اقیانوس هند مرتبط است و طبق قانون مصوب تیر 1313 هـ..ش و اصلاحی 1338 هـ.ش عرض آبهای ساحلی ایران از خط مبدأ آبهای دریای عمان 13 مایل دریایی است. طول سواحل شمال خلیج فارس که مرز آبی کشور پهناور ایران است به مقدار 1259 کیلومتر بوده که بيش از نیمی از این مرز (۷۰۷کیلومتر) به استان بوشهر اختصاص داشته و نصف دیگر آن متعلق به استانهای خوزستان و هرمزگان است. حداکثر عرض آن 250 کیلومتر و عرض تنگه هرمز 85 کیلومتر و عمق حداکثری 100 متر را دارد.

 

3 ـ سیاسی:

وزارت امور خارجه انگلستان در سال 1902 میلادی در یک جلسه سری تصمیم می گیرد به بهانه سد راه حمله شوروی به این منطقه ، جزایر نزدیک تنگه هرمز (قشم ، هنگام ، لارک ، ابوموسی ، سیری ، تنب بزرگ و تنب کوچک) را اشغال کند. به دلیل سهل انگاری های دولتهای آن دوران حدود 68 سال این اشغال به طول انجامید. پس از یک سلسله مذاکرات، بریتانیا با ایران کنار آمد و برای رسیدن به اهداف دیگرش ، تفاهم نامه ای با عنوان قرارداد 1971 بین ایرن و شارجه که زیر نظر دولت بریتانیا بود با اطلاع و نظارت کامل تمام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس امضاء شد و 2 روز بعد از آن قرارداد ، دولت امارات متحده عربی تشکیل شد! علت تأخیر زمانی این دولت نیز دقیقاً بخاطر رعایت جنبه حقوقی قضیه بود. زیرا ایران می خواست جزایری را که توسط دولت انگلستان اشغال و دزدیده شده بود از همان دولت باز پس بگیرد و این مسئله ربطی به فدراسیون تازه تاسیس دولت امارات نداشت.

شاید ادعاهای اخیر امارات مبنی بر مالکیت جزایر سه گانه ایرانی (ابوموسی ـ تنب بزرگ و کوچک) ، با توجه به تمامی اسناد تاریخی و حقوقی بیشتر جنبه سمبلیک و نمایشی دارد و بیشتر از آنکه در دوران پهلوی بحث نظامی و نفوذ شوروی در میان می آمد ، امروز پرستیژ کشورگشایی و «پان عربیستی» می باشد. برای مثال با به دست آوردن تنب بزرگ در 17 کیلومتری ساحل جنوبی ایران می خواهند دارای اموالی باشند که این خود هوسی سیاسی و توطئه برای گسست روابط اعراب با جمهوری اسلامی ایران بوده که بحث آن در این مقال نمی گنجد.

به گفته دکتر پیروز مجتهدزاده : آنچه مهم است اینکه سیاست بی اعتنایی دولت بهترین روش بوده که از گذشته نیز پیشه خود ساخته و تنها روشنگری از طریق شخصیت های علمی و سازمان های مردم نهاد انجام شود. و هر گونه تلاش نزدیک ساختن تعاملات سیاسی میان دو کشور نباید تحت الشعاع ادعاهای کذب اماراتی قرار بگیرد که متاسفانه در سالهای اخیر اشتباهاتی از طرف وزارت امور خارجه ایران مشاهده گردید. از جمله برنامه ریزی حضور دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور برای حضور در جلسه سران شورای همکاری خلیج فارس که به دعوت آنها بود و دولت ایران حسن نیت نشان داد اما منجر به صدور بیانیه پایانی ادعای کذب این شیخ نشین عربی بر جزایر سه گانه ایرانی شد. و با حضور وزیر امور خارجه کشورمان در شورای وزرای خارجه کشورهای عربی که منجر به نوشتن نامه ادعایی به سازمان ملل شد و از نظر پروتکل های بین المللی کاری اشتباه است.

 

ب) رویکرد منطقه ای :

1 ـ خلیج فارس از آنجا جایگاه ویژه ای در جهان کسب کرد که هم به عنوان آب راه بین المللی بوده و هم راه مواصلاتی چندین کشور با منافع اقتصادی و حامل های انرژی را از دیرباز تأمین می کرده است. هر چند در سده اخیر موضوع استخراج و حمل نفت خام ، این آب راه را به مسیری استراتژیک تبدیل نموده و نگاه قدرتهای جهانی را به خود معطوف کرده است اما آنچه از زمانهای کهن خلیج فارس را پراهمیت کرده بود می توان منافع مشترک فرهنگی و اقتصادی اقوام و ملل آن را نام برد. به همین دلیل نیز بستر تاخت و تازها و هجمه های نظامی و استعماری قرار گرفته است.

2 ـ مناطق و شهرهای مختلفی که با پیشینه غنی فرهنگی بوده اند یک روز یا هفته ای را به عنوان نقطه عطف روز شمار تقویم سالانه خود نامیده و به یاد بود جشنواره هایی را نیز در آن بر پا می کنند. با دقت در برخی شهرها همچون شیراز و ... می بینیم در ایامی همچون روز سعدی که از مفاخر جهان و زادگاهش در شیراز بوده را به عنوان سنگین ترین داشته ها برای نامگذاری آن دیار انتخاب می شود.

3 ـ به گفته «ژان گاتمن» پدر جغرافیای سیاسی نوین ، منطقه خلیج فارس یکی از مناطق راهبردی جهان و محل اتصال کشورهای جنوب غربی آسیا به شمار می رود که به آن موقعیت ژئوپولتیکی خاصی بخشیده است. هر چند نفت و گاز به عنوان منابع اقتصادی و استراتژیک دنیای امروز محسوب می شوند و خلیج فارس نیز منابع عظیم نفت و گاز را دارد (565 میلیارد بشکه ذخیره نفتی کل جهان یعنی 63 درصد  ذخایر شناخته شده جهان تا سال 1386)، اما اول اینکه جزء داشته های زیرزمینی ما به حساب آمده که امروز به لطف تکنولوژی توانسته استخراج نموده و به هر حال جزء منابع ملی کشور بوده که باید بپذیریم بهره این استان از آن منابع ملی شاید   کل کشور باشد. از طرفی مناسبت تأسیس مدرسه سعادت به عنوان یک رویداد علمی نوین در قرن معاصر بوشهر بوده (18 اسفند) اما روز ملی خلیج فارس برای پیر بندر بوشهر در جایگاه شمالی این آب راه و طولانی ترین ساحل مشترک آبی (۷۰۷کیلومتر) می تواند مهم ترین داشته آشکار تاریخی ، فرهنگی ، علمی ، بین المللی ، اقتصادی ، قومیتی و امنیتی برای ما به حساب آید. تا آنجا که هم خیال جهانیان را به امر محتوم این خلیج همیشه فارس معطوف نموده و هم نگاه های اقوام داخلی که در دهه های اخیر به بهانه های مختلف انرژی و امکان دسترسی به دریا و حتی نامگذاری تلویزیون محلی خود (تحت این نام خلیج فارس) را جمع و جور نماییم.

4 ـ با نگاهی گذرا درمی یابیم درحالی که برنامه های رسانه ملی به این موضوع از یکی دو روز قبل از 10 اردیبهشت پرداخته اما شبکه استانی بوشهر از روزهای قبل به استقبال پیش تولید خبری آن نرفته و فقط همان روز به موضوع پرداخت و یا وقایع اتفاق افتاده استان را انعکاس داد! اما در جزیره قشم استان هرمزگان همایش علمی ـ فرهنگی برپا که با پیام دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران آغاز شد (خلیج فارس گاهواره تمدن ایرانی ـ اسلامی). در حالی که شورای شهر بوشهر و خانه مطبوعات در تکاپوی یافتن سالن بودند به هر حال با دو روز تأخیر همایش روز ملی خلیج فارس با تجلیل مناسب از مترجم بنام و خلیج فارس پژوه استاد حسن زنگنه و با حضور مفاخر منطقه و مسئولان اجرایی به هر حال برگزار شد.

5 ـ پیشنهاد تغییر روز بوشهر به نهاد مردمی شورای شهر بوشهر و حمایت مسئولان فرهنگی ، اجرایی استان و ائمه محترم جمعه می تواند جهش عظیمی در رونق کهن این منطقه و بنادر و جزایر مربوطه بوجود آورد و بجای تغییر نام بوشهر که استحاله هویتی باشد به فکر پیوند مبارک پیر بندرمان با گاهواره دریایی اش باشیم ، هر سال این یاد روز را پر رنگ تر و با نشاط تر برگزار نموده و همایش های علمی و ادبی از زوایای مختلف نژاد ، قومیت ، مذهب و تاریخ به موضوع پرداخته که در واقع این گاهواره تمدن ایران باستان شریان گسترش و صدور دین جهانی اسلام نیز بوده است.

6 ـ رئیس ستاد کل نیروهای مسلح سرلشکر فیروز آبادی روز ملی خلیج فارس و تصمیم نهایی ایجاد موزه بزرگ دفاع مقدس را نشانه ماندگاری نمادهای ارزشی ملت ایران می شمرد. از بعد نظامی خلیج فارس را با تمامیت تاریخ آن باید شناخت و پیشنهاد مشخص اینکه منطقه های دوم دریایی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران در شمال خلیج فارس رشادتها کردند ، در روزهای اول جنگ ناوچه پیکان به تنهایی تمامی نیروی دریایی ارتش تا بن دندان مسلح عراق را نابود کرد که تا 8 سال دفاع مقدس هرگز جان دوباره نگرفت ، اما از بعد معرفی عظمت های دلاوران غیور این خطه الحق و الانصاف خیلی کوتاهی شده و در واقع با تاریخ حماسه 8 سال دفاع مقدس چندان ممزوج نشده است. تا آنجا که رشادتهای بسیجیانی همچون شهید گرد و مهدوی ها نیز در گرد و غبار تاریخ فروهشته است.

هنوز یک ایرانی به خوبی نمی داند که بوشهر و خارگ هم شریان اقتصادی ایران و هم مهد استحکامات و پرورش نیروی اعزامی به جبهه غرب کشور و نبرد رو در رو را همگی در یک واژه انجام می داد. تانکرهای نفتی منطقه بهرگان و بندر امام حسن چه نقش کلیدی را ایفاء کردند و حتی لحظه ای هم نگذاشتند صدور نفت کشور در خلیج فارس و زیر آماج حمله های هوایی صدامیان و حمایت های مستقیم ناوگان آمریکا متوقف شود. استحکامات هوا و دریای این منطقه در واقع چشم و چراغ جبهه غرب و جنوب غربی کشور در سراسر مرز با عراق بودند.

پس حال که ما در مرحله صدور فرهنگ دفاع مقدس مان به نسل بعد و جهانیان هستیم چه باید کنیم؟ آیا همه این حقایق تاریخی را به دلایل اسرار نظامی بایگانی کنیم؟ آیا متولیان سینما و رسانه ملی چقدر در پی تولید فیلم های مرتبط بوده اند؟ براستی سهم فیلم های جنگی خلیج فارس از سینمای دفاع مقدس چند درصد است؟!

در پایان پیشنهاد مشخص اینکه اصحاب فرهنگ و هنر ، رسانه ملی و سینما ، اصحاب تئاتر و موسیقی ، مسئولان اجرایی و نظامی استان بوشهر می بایست در روز یا هفته ملی خلیج فارس و بوشهر هر کدام تلاش خود را معطوف دارند تا با توجه به وظایف ذاتی و مأموریت های محوله از گذشته تا حال اقتدار کهن خلیج فارس و نگین حقیقی آن یعنی استان سرفراز بوشهر را که در سرپنجه شمالی خلیج فارس همواره درخشیده را اعتلاء بخشند و همه با هم خواب خناسان را که از واژه خلیج فارس و بوشهر وسوسه می شوند را باطل اعلام کنیم./

 تاگشايدچين پيشانـي دريــا خنده مهــر   ـ  ماه من آهنگ نخــل و ساحــل بوشهـر دارد

آسمان نشناسدش قايق ز عكس زورق ماه ـ ماه من چون شب به دريا عزم سير و گشت دارد

علیرضا یزاف

کارشناس ارشد مدیریت

Email: a_yazzaf@yahoo.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

 

۱ـ دکتر پیروز مجتهدزاده ـ روزنامه جام جم 12/2/87 

۲ـ فرهنگ لغت علامه دهخدا ـ جلد هفتم 

۳ـ روزنامه ایران ـ 11 و 10/2/87

۴ـ روزنامه رسالت 8/2/86

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 13:9 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه 1386/12/27

هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز

 

سال نو مبارک

 

سپاس خداوند یکتا را که دوستدار محبت است

سپاس دوستان بـی ادعـا کـه دوستـدار صداقتنـد

سپاس به شما مردم دوست داشتنی که به پیام رهبر عظیم الشانمان

لبیک گفتید و بر این بنده حقیر  منت گذاشته و با حضور پرشور خود به

پای صندوقهای رای حق انتخاب خود را به صندوق صداقت انداخته اید. فراموش نمی کنم مهربانی هایتان را ، و به امید آن روزی که این

قطره های رای دریای جوشان اراده ای مالامال از صداقت

را به ساحل نجات رساند.

علیـرضا یـزاف

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 13:8 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/12/15

انتخاب آگاهانه

انتخابات در جمهوري اسلامي به عنوان يكي از جلوه هاي مشاركت سياسي، كاملا امري پذيرفتني است و مردم با انتخاب بيش از دويست هزار نفر در شكل هاي مختلف تصميم گيري نظير رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي، خبرگان رهبري و شوراهاي شهر و روستا حضور به هم مي رسانند. برگزاري انتخابات متعدد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، گواه روشني از اين واقعيت است كه فعاليتهاي انتخاباتي، بخش قابل توجهي از زندگي سياسي مردم، فعالان، احزاب و گروههاي سياسي را به خود اختصاص داده است.

شايد به گزاف نباشد اگر مهمترين انتخابات در صحنه سياسي ايران را انتخابات مجلس شوراي اسلامي فرض كنيم. هر چند بسياري، انتخابات رياست جمهوري را از آن حيث كه سرنوشت يك كشور بدست يك نفر سپرده مي شود، مهمتر و حساستر از ديگر عرصه هاي انتخاباتي مي دانند ولي بسياري از آگاهان سياسي از آن منظر كه مجلس بازوي توانمند دستگاههاي اجرايي كشور به حساب مي آيد و دولت تنها مجري قوانيني است كه توسط پارلمان به تصويب مي رسد، انتخابات مجلس را مهمترين عرصه سياسي كشور مي پندارند.

ما نيز از اين منظر كه تبلور انديشه مجلس، توسط دستگاههاي اجرايي به منصه ظهور مي رسد، چنين برداشتي را چندان ناصواب نمي دانيم. اما در كنار اين حساسيت و اهميت كه انتخابات مجلس شوراي اسلامي دارد اگر شرايط و تحولات برهه حاضر را بدان بيفزاييم، پي خواهيم برد كه چرا بسياري از بزرگان سياسي و تصميم گيرندگان نظام، از حدود تقريبا يكسال مانده به برگزاري انتخابات مجلس هفتم، تلاش داشته و دارند كه افكار عمومي را نسبت به اين مقوله اساسي نظام، جلب كنند. به نظر مي رسد تاريخ انقلاب اسلامي وارد مرحله سرنوشت سازي شده است و گروههاي سياسي و ملت ايران امتحان بزرگي را پيش رو دارند.

اگر تا ديروز دستگاههاي اجرايي و نظارتي در مسير حركت خود احيانا دچار ترديد شده بودند، امروز با توجه به اينكه رهبري، شرايط يك نماينده خوب و كارآمد را بدرستي ترسيم نموده و وظيفه آنها را گوشزد كرده اند، هيچگونه شبهه و ترديدي به صواب نخواهد بود.

رهبر معظم انقلاب بدرستي وظايف هيات هاي اجرايي و نظارتي و ويژگيهاي يك نماينده خوب را ترسيم كردند. به تعبير ديگر با اين سخنان حجت بر همگان تمام شد و ديگر جاي هيچ اما و اگري باقي نماند. معظم له در اين سخنان به موارد زير اشاره داشتند كه كنكاش در آن مي تواند افق جديدي را در ذهن باز كند:

 

الف) مشروعيت و مقبوليت نظام

مبحث مشروعيت و مقبوليت نظام، شايد از پرچالش ترين زمينه ها در طول ساليان اخير بين گروههاي سياسي بوده است. رهبر فرزانه انقلاب با تبيين و تشريح پايه هاي مشروعيت در اسلام، به آيات قرآني و احاديث معصومين(ع)، استناد كرده و فرمودند: در اسلام تقوا و عدالت پايه اصلي مشروعيت است اما اين مشروعيت بدون راي مردم، مقبوليت و كارايي ندارد. لذا در اسلام راي مردم اهميت ويژه اي را داراست. ايشان در واقع مشروعيت نظام را اصل و مقبوليت مردمي و راي آنها را قوام بخش نظام معرفي كردند.

 

ب) اهميت و جايگاه مجلس شوراي اسلامي

مجلس به عنوان عصاره فضايل يك ملت به تعبير حضرت امام (ره) از جايگاهي ويژه برخوردار است؛ لكن برخي رفتارهاي افراطي كه كم و بيش همواره شاهد آن بوده ايم، نمي تواند هيچگاه از ارزش و جايگاه آن بكاهد. رهبر معظم انقلاب در تبيين اين جايگاه مي فرمايند: قانون يعني سرنوشت يك كشور. بنابراين نمايندگان مجلس با تصويب قوانين، چهار سال سرنوشت كشور و مردم را تعيين مي كنند و اهميت فراوان مجلس شوراي اسلامي از همين نكته قابل درك است.

اگر نگاهي هر چند گذرا بر مصوبات مجلس شوراي اسلامي در طول ادوار گذشته بيندازيم پي خواهيم برد كه در برخي مقاطع مصوباتي باعث شده كه كشور از يك چالش و بحران فراگير نجات پيدا كندو يا بر عكس، جامعه آنچنان دچار مخمصه و بحران شده كه راه گريزي از آن نبوده است و تمام اين عملكردهاي مثبت يا منفي، نشات گرفته و برآيند تصميماتي بوده كه توسط نمايندگان ملت اتخاذ مي شده است.

 

ج) وظيفه مسئولان اجرايي و نظارتي در انتخابات

شايد مهمترين و حساسترين تكليف در انتخابات بويژه انتخابات مجلس شوراي اسلامي، بر دوش هياتهاي اجرايي و نظارتي كشورباشد.هياتهاي اجرايي و نظارت، چشمان اميد ملتند و در واقع يك ملت با اميد اينكه فيلترهاي اجرايي و نظارتي از ورود افراد مغرض و نالايق به درون خانه ملت ممانعت به عمل مي آورند،كمتر خويش را درگير روند شناسايي نمايندگان كارآمد و كاردان كرده اند، هر چند كه قصور در اين زمينه پذيرفتني نيست. اهميت دستگاههاي اجرايي و نظارتي مجلس آنچنان زياد است كه رهبر معظم انقلاب مي فرمايند: صلاحيت هاي نامزدهاي ورود به مجلس، بايد احراز شود و در اين زمينه هم وزارت كشور و هم شوراي نگهبان مسئولند. اين سخن حكايت از آن دارد كه بر خلاف ديدگاه برخي مجريان انتخابات كه وظيفه دستگاههاي نظارتي را، بررسي عدم صلاحيت ها مي دانند نه احراز صلاحيت،اينبار رهبري به صراحت بيان فرمودند نمايندگان بايد احراز صلاحيت شوند و اين مفهومي بسيار وسيع دارد.

 

د) ويژگيهاي يك نماينده خوب

اگر به شرايط گزينش يا معرفي كانديداها درنظامهاي دمكراسي غربي توجه كنيم، در خواهيم يافت كه در اين كشورها، نوع گزينش و معرفي بر اساس قوانين خاص صورت مي پذيرد. ممكن است در كشوري تنها معرفي از كانال يك حزب سياسي معيار گزينش باشد و يا تعداي از شهروندان با امضا و تاييد فردي. او را مناسب براي اين تصدي مي پندارند و دستگاههاي اجرايي هم موظفند بر همان اساسا گزينش كنند. ولي در نظام جمهوري اسلامي ويژگيهاي يك نماينده ، بسيار متفاوت از نظامهاي سياسي در غرب، نعريف شده است.

در نظام جمهوري اسلامي، علاوه بر دانايي و كفايت سياسي، كفايت اخلاقي و اعتقادي هم لازم است و بايد همه به اين مقوله مهم توجه كنند. رهبر معظم انقلاب در تبيين اين ويژگي مي فرمايند: اخلاق و عقايد و مسئولان برخلاف اخلاق و عقايد مردم، مساله فردي و شخصي نيست بلكه مساله اي عمومي است؛ چرا كه اگر فردي معامله گر، باشد، دنبال پركردن جيب خود و اطرافيانش باشد و يا بيگانه پرست و ترسو و فاسد باشد و به مجلس برود، همين اخلاق و عقايد او منشاء مشكلات فراواني براي كشور و مردم خواهد شد.

بارها در طول ساليان اخير شاهد بوده ايم كساني در كسوت نمايندگي ملت از تريبون مقدس مجلس بدترين اتهامات را به جمهوري اسلامي نسبت مي دادند و مباني ارزش نظام را زير سوال مي بردند. قطعا نماينده اي كه مجلس را كانون مخالفت با نظام فرض مي كند و در اين مسير گام بر مي دارد، شايستگي تكيه زدن بر اين جايگاه را نخواهد داشت و لذا رهبري تكليف اين دسته را براي انتخابات مجلس هفتم روشن فرمودند و مي طلبد دستگاههاي اجرايي و نظارتي نيز كمال دقت را به عمل آورند.

 

ه) تكليف مردم در انتخابات مجلس

مهمترين وظيفه مردم در انتخابات اين دوره از مجلس همانند دوره هاي پيشين، حضور گسترده آنان مي باشد. در اين صورت است كه مي توان اميد داشت نظام سياسي ايران از همه گزندها مصون خواهد بود. اما در كنار اين حضور پرشور، نبايد از حضور آگاهانه غفلت كرد. از آنجا كه تصميمات و مصوبات مجلس، كاملا با سرنوشت مردم سروكار دارد، لازم است افرادي به مجلس راه يابند كه بتوانند حافظ حقوق آنها باشند. نمي توان بدون در نظر گرفتن ويژگيهاي يك نماينده شايسته، توانمند و خداترس، تعدادي را چشم بسته به مجلس فرستاد و در انتظار معجزه بود. چرا كه از كوزه همان برون تراود كه در اوست.

قطعا نماينده اي كه مصالح كشور را مبناي عمل خويش قرار نمي دهد، نمي تواند مطالبات و انتظارات يك ملت را برآورده نمايد.

اميد آنكه رهنمودهاي رهبري، راهنماي راهمان گردد و ضمن برخورداري از انتخاباتي پر شكوه و خنثي كردن توطئه هاي دشمن، مجلسي انقلابي را رقم زنيم كه خادم ملت و رهگشاي مشكلات آنان باشد.

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:44 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 1386/12/05

امام علی (علیه السلام) می فرماید:

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:29 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 1386/11/28

ویژگی های فردی رهبر در آیات و روایات

1 ـ سعه صدر :

هنگامی که حضرت موسی برای هدایت انسانها مبعوث شد اولین درخواست او از خداوند این است که : «رَبِّ اشرَح لی صَدری»(طه ، 25)

پروردگارا سینه مرا گشاده دار

علی (ع) می فرماید: «آلهُ الرِیاسَهِ سِعَه الصَّدرِ» (نهج البلاغه حکمت 167)

(ابزار ریاست شکیبایی در عمل نامرادیهاست)

بعضی بر این باورند کلمه صدر (سینه) که در آیات و روایت مطرح گردیده کنایه از مرکز ادراکات انسان می باشد و اگر در مدیریت ، بحث از «سعه صدر» یا «شرح صدر» می شود مقصود توان بیشتر در درک مطالب و تحمل سختیها و مشکلات می باشد.

2 ـ هوش

هوشیاری در رهبری دارای تاثیر بسیار زیادی است. کسی که از نیروی ارزشمند هوش بهره بیشتری داشته باشد در شناخت نیروها ، آگاهی به امور ، فهم مشکلات ، یافتن راه حلها ، شناخت نقاط ضعف برنامه ها ، پیش بینی دشواریهای آینده ، ایجاد انگیزش در نیروها و بکارگیری فنون مدیریت موفقتر خواهد بود.

علی (ع) می فرماید: «مِن أماراتِ الدَّولَهَ الیَقَظَهُ لِحَراسَهِ الاُمُور» (غررالحکم ج 2 ص 245)

(از دلایل بقای دولت ، بیداری و هوشیاری در حفظ و حراست امور می باشد.)

3 ـ شجاعت

افرادی می توانند مدیریت و رهبری انسانها را بعهده گیرند که تا حدودی از نظر توانایی و دانش بر زیردستان برتر باشند ـ در زمانهای قدیم توانایی های رهبران معمولاً بر دور محور دانش و قدرت جسمی مطرح می گردید زیرا غیر از آگاهی و علم ، توان جسمی مهمترین ملاک بحساب می آمد بویژه در اداره جامعه ، اقامه عدل ، رویارویی با دشمنان و ...

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ اللهَ اصطفیه علیکم و زاده بَسطهَ فِی العِلم و الجِسم والله یؤتی مُلکِهِ مَن یشاء و الله واسع علیم» (بقره 247)

(خداوند طالوت را بر شما برگزیده و علم و جسم (قدرت) او را وسعت بخشید ـ خداوند ملکش را به هر کس می بخشد و احسان خداوند وسیع و آگاهی (از لیاقت افراد برای منصبها) است)

امروز هم باید مدیران به تناسب مسئولیتی که بعهده می گیرند از دانشهای زمان و اطلاعات زمان بهره مند باشند تا بتوانند با کفایت انسانها را رهبری کنند.

4 ـ شهرت

نوآوری و ابتکار ممکن است بصورت اختراع یک وسیله جدید باشد یا به معنای نوآوری در طرحها و برنامه های عملیاتی باشد ، یا اینکه در قالب حرکتها و ایجاد تغییرات مطلوب در روند مجموعه نمود پیدا کند.

خداوند میفرماید: «بدیع السموات و الارض و اذا قضی اَمراً فاِنَّما یقُولُ له کُن فَیکُون» (بقره 117)

(او پدید آورنده آسمانها و زمین است و چون اراده آفریدن چیزی کند به محض آنکه بگوید باش موجود خواهد شد)

از مضمون آیه فوق دو موضوع مهم یافت می شود : 1. خلقت جدید به معنای ابتکار ، 2. نوآوری کننده چیزهای جدید در هر زمان.

5 ـ توانمندیهای علمی و فنی

کسانی که در کارها جدی و پرتلاش و فعال باشند ، اعتماد و علاقه نیروها را به خود جذب می کنند و همگان با دیده احترام به او می نگرند.

علی (ع) می فرماید : «ما اَدرَکَ المَجدَ مَن فاتَهُ الجِدُّ» (غررالحکم ج 2 ص 263)

(کسی که کوشش نکرد به مجد و عظمت نرسید)

6 ـ ابتکار و نوآوری

ویژگی و صفت ارزشمندی که موجب نفوذ رهبران در پیروانشان میشود پشتکار است.

پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «الاُموُرُ بِتَمامِها وَ الاَعمالُ بِخَواتیِمهِا»

(ارزش و اهمیت کارها به تمام کردن آن و اعمال به خاتمه آن است)

7 ـ سعی و کوشش

کسانی که دارای صفت ارزشمند شجاعت باشند و ترس و اضطراب به خود راه ندهند تحسین انسانها را برمی انگیزند و همه را به بزرگواری خود معترف خواهند کرد.

امیرالمومنین در توصیف ارزشهای اخلاقی «مالک اشتر» با توجه به انتصاب او بعنوان فرماندار مصر چنین می فرماید: «اما بعد . فَقد بَعَثتُ اِلیکُم عَبداً مِن عِبادِالله لایَنامُ ایّامَ الخَوفِ وَلایَنکُلُ عَنِ الاَعدا ساعاتِ الرَّوعِ اَشدُّ علَی الفُجّارِ مِن حَریق النارِ» (نهج البلاغه نامه 38)

(اما بعد بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستاده مردی که در روزگار وحشت به خواب نرود ، و در ساعات خوف از دشمن رخ برنتابد ، بر دشمنان از لهیب آتش سوزنده تر است.)

8 ـ پشتکار

کسانی که از سوابق روشن و افتخارآمیزی برخوردارند ، تمایل افراد به همکاری با آنان بسیار بوده و اطاعت از دستورها و اوامرشان را برای خود موجب سرشکستگی نمی دانند.

علی (ع) میفرماید: «حُسنُ الشُهرَهِ حِصنُ القُدرَهِ» (غررالحکم ج 1 ص 337)

(خوبی شهرت نگهدارنده قدرت است)

این صفت برخلاف همه صفات مدیریتی که در بالا شمرده شد افراد مسلمان نباید بدنبال تحصیل آن باشند و از نظر اسلام دچار شهرت طلبی و عمل ناپسندی مرتکب شده است. اگر کسی در بین مردم معروف شد و افراد با دیده احترام به او نگریستند باید مواظب نفس سرکش و وسوسه های آن باشد که به سوی خود بزرگ بینی و تکبر و مسائلی از این قبیل سوق پیدا نکند.

9 ـ سخنرانی

توان سخن گفتن و تبیین مسائل یکی از امور مهم در رهبری می باشد. کسانی که بتوانند به خوبی سخن بگویند قادرند به راحتی در تبیین برنامه ها و مشکلات راه حلها موفق گردند « نیروها را به کار دلگرم کنند و کدورتها را مرتفع گردانند وجود دوستی و محبت را بین نیروها بوجود آورند و انگیزه لازم را جهت تحرک در افراد ایجاد نمایند.

علی (ع) میفرماید: «رُبَّ کَلامٍ اَنفَذُ مِن سِهامٍ» (غررالحکم ج 1 ص 376)

چه بسیارند سخنانی که از تیر موثرترند.

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 12:56 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/11/24

صداي موج آن شب دل نشين بود

 

سرودي گرم و سازي پرطنين بود

 

نگـه بـر مــوج بـي آرام افتــاد

 

بـه يـاد ايـن دل نـاکــام افتــاد

 

از اين عشقي که بر من سايه افکند

 

خـــدا را شکـر کردم من دمي چند

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 10:0 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 1386/11/14

ویژگی های انتخاب مدیران

 

امام علی (ع) ، در فرمان خود به مالک اشتر ، به او سفارش نموده تا با نیکان رابطه برقرار سازد و آنها را بشناسد ، تا مدیران و کارگزاران نظام را از میان آنانی که از حسن سابقه برخوردارند و از خانواده های مذهبی و ریشه دار هستند ، انتخاب نماید:

«ثُمّ الصَق بِذَوِی المُرُوّاتِ وَ الأحسابِ وَ أهلِ البُیُوتات الصّالِحِهِ وَ السَّوابِقِ الحَسَنَهٍ ... ثُمَّ انظُر فی أمُورِ عُمالِکَ ... وَ تَوَخَّ مِن أهلِ البُیُوتاتِ الصالِحَهِ وَ القَدَمِ فِی الإسلامِ المُتَقَدِّمَهِ»

( با کسانی در پیوند تنگاتنگ باش که از خانواده های ریشه دار و شایسته و دارای پیشینه ای درخشان اند. سپس در امور کارگزارانت ، ژرف بنگر و برای کارهایت کسانی را برگزین که از تجربه و نجابت بهره مندند و از خانواده های ریشه دار و شایسته و پیشتاز پیش از پیروزی اسلام هستند. )

* امام علی (ع) در ادامه سخن ، علت این نوع انتخاب را چنین بیان می فرماید:

«فَإنَّهُم جِماعٌ مِنَ الکَرَمِ وَ شُعَبٌ مِنَ العُرفِ فَإِنّهُم أکرَمُ أخلاقاً وَ أصَحُّ أعراضَاً وَ أقَلُّ فِی المَطامِعِ إشرافاً وَ أبلَغُ فی عَواقِبِ الأمُورِ نَظَراً»

( اینان به مجموعه ای از بزرگواری ها آراسته اند و ریشه در ارزشها و نیکی ها دارند. چنین کسانی ، در اخلاق برترند و در آبرومندی ، سالم تر؛ به آزمندی مادی کمتر چشم دارند و به پایان کارها بیشتر می اندیشند. )

* اگر مسئولان نظام اسلامی در زندگی عملی خود ، ساده زیستی را به نمایش ننهند ، چگونه می توانند درد و رنج محرومان را درک کنند و به فکر رفع محرومیت های آنان باشند. از این رو ، امام علی (ع) کسانی که دندان طمع به دنیا را هنوز از وجود خود خارج نساخته اند ، شایسته رسیدن به مناصب مدیریت در جامعه نمی داند:

«إنّما یستَحِقُّ السِّیادَهَ مَن لا تَفِرُّهُ المَطامِعُ»

( همانا کسی مستحق سروری (اجتماع) است که چیزهای طمع انگیز ، او را فریب ندهد. )

* همان حضرت دوباره علت انتخاب کارگزاران اصلح ، خطاب به مالک اشتر می فرماید:

«فَإنَّهُم .... أقَلُّ فِی المَطامِعِ إشراقاً»

( آنها از نظر روش اجتماعی ، دارای کمترین طمع هستند. )

* امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر ، به مالک سفارش می کند تا در انتخاب کارگزاران خود ، از متخصصین و افراد با تجربه استفاده کند:

«أنظُر فِی اُمُورِ عُمّالِکَ ... وَ تَوَخَّ مِنهُم أهلَ التَّجرِبَهِ وَ الحَیاءِ»

( در کارهای کارگزارانت اندیشه کن ... و افراد با تجربه و با حیاء را از میان آنان برگزین. )

* از دیدگاه علی بن ابی طالب (ع) ، ارزش هر کس به توانایی انجام اموری است که به او محول می شود:

«قیمَهُ کلِّ امرِیً ما یُحسِنُهُ»

( ارزش هر کس ، همسنگ کاری است که انجام آن را به نیکویی می تواند. )

آیات الهی و روایات نقل شده از ائمه اطهار (ع) نیز مؤید این نکته (همراهی تخصص و تعهد) است. قرآن کریم ، در آیات خود به ما می آموزد که باید کار را به دست کاردان بسپاریم، کسی که هم توانایی اجرایی انجام کار را از نظر مدیریتی داشته باشد و هم پاسدار حقوق مردم بوده ، نسبت به آن ، متعهد باشد. از این رو ، آنجا که لزوم تخصص را ذکر نموده ، آن را با قید «امانت» و «تعهد» قرین ساخته است.

در سوره نمل ، در آنجا که داستان حضرت سلیمان (ع) و زن فرمانروای یمنی بیان شده است ، آمده که حضرت سلیمان (ع) از اطرافیان خود پرسید:

«یا أیُّهَا المَلأُ أیُّکُم یأتینی بِعَرشِها قَبلَ أن یَأتُونی مُسلِمینَ»

( ای سران کشور ، کدامیک از شما تخت او را ـ قبل از آن که مطیعانه نزد من آید ـ برایم می آورد. )

یکی از حضار مجلس در پاسخ به حضرت سلیمان (ع) گفت:

«أَنَا آتیکَ بِهِ قَبلَ أن تَقُومَ مِن مَقامِکَ ، إنّی عَلَیهِ لَقَویٌ أمینٌ»

( من آن را قبل از آن که از مکانت به پاخیزی ، برایت مهیا می سازم. همانا من بر این کار ، توانا و امین هستم. )

همراهی دو واژه «قوی» و «امین» در این آیه و آیات دیگر که در ادامه خواهدآمد ، این نکته را می فهماند که تخصص به تنهایی کافی نیست؛ بلکه امانت و تعهد نیز از شروط کارگزار اصلح است.

داستان موسی و دختران حضرت شعیب (ع) نیز به ارزش تعهد و تخصص ، اشاره دارد. موسی (ع) پس از کمک به دختران حضرت شعیب (ع) ، مورد دعوت آن حضرت قرار می گیرد و طبق نقل قرآن کریم ، دختر شعیب (ع) به پدرش می گوید:

«یا أبَتِ استَأجِرهُ ، إنَّ خَیرَ مَنِ استَأجَرتَ القَوِیُّ الأمین»

( ای پدر ! او را برای خدمت اجیر کن که همانا بهترین کارگزار و خدمتگذار ؛ (انسان) توانمند و امین است. )

یوسف (ع) نیز آنگاه که به مقام وزارت اقتصاد مصر رسید ، در بیان اصلح بودن خود برای آن جایگاه فرمود:

«اجعِلنی عَلی خَزائِنِ الأرضِ إنّی حفیظٌ عَلیمٌ»

( مرا بر خزانه های این سرزمین بگمار که من نگهبانی امین و دانا هستم. )

بنابراین ، قرآن کریم ، همراهی تخصص و تعهد را در کوچکترین کارها تا حساسترین آنها لازم می داند؛ از شبانی گوسفندان گرفته تا سرپرستی وزارت خانه یا هر منصب دیگر.

* همچنین ، خداوند شجاعت را در دل مردان الهی که امتحان خود را پس داده اند ، قرار می دهد. امام علی (ع) در این زمینه می فرمود:

«السَّخاءُ وَ الشَّجاعَهٌ غزائِزُ شَریفَهٌ یَضَعُها اللهُ سُبحانَهُ ، فیمَن أحَبَّهُ وَ امتَحَنَهٌ»

بخشندگی و دلیری ، دو صفت بلند مرتبه ای هستند که خداوند در دل هر کس که او را دوست داشته و امتحان کرده باشد ، قرار می دهد./

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 14:2 |  لينک ثابت   • 

شنبه 1386/11/06

امانت های مدیریتی

« انّ الله یأمُرُکم أن تؤدّوا الاماناتِ الی اهلها »

( همانا خداوند فرمانتان می دهد که امانت ها را به صاحبانشان بدهید )

معنای «عدل» این است که هر چیز سرجای خودش قرار بگیرد ، امروز اسلام ، قرآن و نظام اسلامی و پست ها و مسئولیت های نظام که بواسطه خون هزاران شهید به دست ما رسیده بزرگترین امانت الهی است که به حکم ایمان و عدالت خواهی و امانت داری بر ما واجب است که از آن ها حفاظت و پاسداری نماییم. این امانت الهی را در جای خود و به اهلش بسپاریم و نگذاریم که به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.

لازمه تشکیل نظام و حکومت الهی سپردن مسئولیت ها به اهلش می باشد و سپردن امور به کاردانان از مصادیق ایمان و عمل صالح شمرده شده است. چون هر امانتی صاحبی ، و هر کس لیاقت و استعداد کار و مقامی را دارد. خداوند ما را بر این امر مهم هم فرمان داده و هم موعظه فرموده است.

آری مسئله انتخابات و انتخاب که همیشه از ویژگی خاصی برخوردار می باشد ، شناختن صالحان ، و واگذاری امانت به آنهاست. که انجام این فرمان الهی و پرداختن به این امر مهم آگاهی ، هشیاری ، عدالت خواهی ، پشتکار ، مقاومت و حضور امت در صحنه را ، طلب می کند.

امیرمؤمنان علی (ع) در این باره می فرماید:

« فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه و لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعیه »

( یک کشور اصلاح نمی شود مگر اینکه کارگزاران ، زمامداران و مسئولینش صالح باشند و آنها اصلاح نمی شوند مگر به استقامت و پشتکار مردم. )

پس انتخاب و انتخابات امتحان بزرگی برای امت در تعیین سرنوشت خویش است. که با انتخاب افراد مؤمن ، لایق ، صالح ، کارآمد ، کاردان و خدمتگزار به کشور ، امور اصلاح و باعث جلب رضایت و رحمت و پاداش نیکوی الهی خواهد گردید. و در خدمتگذاری ، اعمال نیک و صالح آنها ، و در پاداش اخروی شریک ، در غیر این صورت در پیشگاه الهی مسئول و به یقین در فساد و خیانت های روی کارآمدن افراد ناصالح و نالایق شریک خواهیم بود.

 

لبانی گرم در سرمای ساحل

                 گرفت از دست من آرامش دل

 

دو دست گرم در دستم غنودند

                 قرار از جان آرامم ربودند

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 12:53 |  لينک ثابت   • 

پنجشنبه 1386/11/04

مدیریت

مدیریت در اسلام

یکی از عواملی که مستقیماً سبب انقلابها و عصیانهای جهانی می شود ، همان فقدان عدالت اجتماعی و محرومیت اکثریتی فقیر و غارتگری طبقه سرمایه دار و زورمند است ـ البته اختلافات طبقاتی به معنای اختلاف طبیعی ، همپای عواطف و غرایز حیوانی از ابتدای جهان وجود داشته است و بر اثر آن جنگ و انقلاب ـ عدالت که معنای آن میانه روی و مساویگری است ، در مقابل اختلاف و نامساویگری قرار دارد و هر دو امری وضعی و اختیاری هستند آن حس «عدالت طلبی» است که فطری است و در دنبال آن وجود دارد.

 

حکومت و مدیریت

برقراری حکومت الهی از اهداف مهم انبیای عظام بوده است و هر گاه در این مسیر موقعیت را برای چنین عمل ارزشمندی مناسب می دیدند در انجام دادن آن تردیدی به خود راه نمی دادند ـ حضرت موسی در مقابل حکومت فرعون قیام می کند و پس از آن قوم خود را نجات می دهد و حکومت برپا می نماید ـ آن حضرت برای خویش جانشین بر می گزیند ، قضاوت می کند ، زراندوزان پست مانند قارون را تنبیه و روباه صفاتی مانند سامری را محاکمه می کند ـ پیامبر اسلام نیز حکومت تشکیل می دهد قضاوت می کند ، لشکرکشی می نماید ، جنگ و صلح می کند ، داد مظلومان می ستاند ، منافقان را سرکوب می کند و .... علی (ع) هم در برهه ای که راه بر او می گشایند ، حکومت تشکیل می دهد و همان حرکت پیامبر را دنبال     می کند. مسئله تشکیل حکومت به حدی دارای اهمیت است که در روایات از ضروریت جامعه به حساب می آید ، تا آنجا که حکومت حاکمان جائر و ستمگر بهتر از بی حکومتی قلمداد شده است.

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: لابُدَّ لِلنّاسِ مِن اَمیرٍ بّرٍ اَو فاجرٍ یَعمَلُ فی إِمرَتِهِ المُؤمنُ وَ یَستَمتِعُ فیها الکافر (خطبه 40)

«مردم به زمامدار نیازمندند خواه نیکوکار باشد یا بدکار تا مومنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول و کافران هم بهره مند شوند»

والٍ غثومٌ ظلومٌ خیرٌ من فتنهٍ تَدوُم (غررالحکم ج 2 ص 305)

«والی ستمگر ظالم بهتر از هرج و مرج همیشگی است»

 

با شناخت و ضرورت حکومت و مدیریت و لوازم اصلی آن مانند برنامه ریزی ، ویژگی های فردی ، رهبری ، قدرت و سبکهای رهبری در اسلام که همگی موجب نفوذ مدیریت در قلب نیروها و در حالت غایی و نهایی بالاخره مدیر را به رهبری اثربخش تبدیل می کند بنابراین نتیجه گیری می نمائیم که :

مهمترین رکن در سلوک مدیریت از دیدگاه اسلام رعایت عدالت می باشد ـ بطور کلی همه انسانها به عدالت علاقمندند و از ظلم و ستم گریزانند. امیرالمومنین (ع) می فرماید:

«من عدل نفذ حکمه» (غررالحکم ج 9 ص 159)

عدالت دارای مصادیق و نمودهای مختلف و بسیار متنوعی است. زمانی در جلوگیری از انسان کشی است و زمانی در ممانعت از تضییع حقوق و اموال مردم و زمانی دیگر در حفظ آبروی انسانها تحقق می یابد تا جایی که می توان سخن گفتن ، سلام و احوالپرسی و نگاه کردن افراد را با این میزان مهم سنجید و در موردی ظلم و در موارد دیگری عدل شمرد .

حضرت علی (ع) به مالک اشتر می فرماید:

«وآمر بینهم فی اللحظه و النظره والاشاره و التحیه حتی لا یطمع العظماءُ فی حیفک ولاییأس الضعفاء من عدلک و السلام» (نهج البلاغه نامه 46)

«و مبادکه یکی را به گوشه چشم نگری و یکی را رویاروی نگاه کنی یا یکی را به اشارت پاسخ گویی و یکی را با درود و تحیت. با همگان یکسان باش تا بزرگان به طمع نیفتند که تو را به ستم کردن بر ناتوانان برانگیزند و ناتوانان از عدالت تو ناامید نگردند. والسلام»

از این روایت به خوبی مشخص می شود که مدیران و حاکمان مسلمان باید عدالت و مساوات را حتی در نگاه کردن ، و سلام و احوالپرسی و غیره رعایت کنند ، نه آنکه افراد گردن کلفت همیشه با آنها رفت و آمد داشته باشند و ضعیفان را به حوزه ریاست آنها راهی نباشد. از این رو مدیر مسلمان باید همیشه حرکات ، برخوردها و رفتار خود را زیر نظر داشته باشد تا اینگونه نباشد که عده ای را با آغوش بازبپذیرد و با آنان خلوت کند ، اما عده ای دیگر را با بی میلی و بی مهری نابجا از خود دور و مایوس نماید.

در آخر می توان الگوهای تعریف شده از مدیریت اسلام را در همه سازمانها و ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از سطوح وزارتخانه تا مدیریت های جزء به مرحله ظهور درآورد و با نهادینه کردن الگوهای مذکور در قالب بخشنامه ها و آیین نامه های صریح اجرایی شاهد پویایی و تعالی محصولات این سازمانهای  عظیم علمی ، آموزشی ، صنعتی و ... که همانا برای فرزندان و نسل جدید این مرز و بوم هستند باشیم.

باشد که از این رهگذر چه قبول افتد و چه در نظر آید.

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 14:7 |  لينک ثابت   • 

شنبه 1386/10/29

تاریخچه بوشهر

 

تاریخچه استان بوشهر

استان بوشهر با وسعت 25360 کیلومتر مربع در جنوب ایران و حاشیه خلیج فارس و در موقعیت جغرافیایی 27 درجه و 14 دقیقه تا 30 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی و 50 درجه و 6 دقیقه تا 25 درجه و 58 دقیقه طول شرقی قرار دارد.

این استان از شمال به استان خوزستان و استان کهگیلویه و بویراحمد ، از مشرق به استان فارس ، از جنوب شرقی به استان هرمزگان و از جنوب و مغرب با طولی در حدود۷۰۷ کیلومتر به خلیج فارس محدود است. آب و هوای استان بوشهر گرم که در نواحی ساحلی گرم و نمناک و در قسمت های داخلی گرم و خشک است. متوسط دمای سالیانه 24 درجه سانتی گراد است که بیشترین مقدار آن در تابستان به حدود 50 درجه و کمترین مقدار آن به 6 درجه می رسد.

استان بوشهر دارای 9 شهرستان به نامهای بوشهر ، کنگان ، جم ، دیر ، دشتی ، تنگستان ، دشتستان ، گناوه و دیلم و 21 بخش ، 25 شهر و 42 دهستان است. طبق آخرین سرشماری جمعیت آن به 886267 نفر می رسد. قدمت بندر تاریخی بوشهر به عهد «ایلامیان» می رسد که در آن زمان «لیان» شناخته می شد. در دوره ساسانی نام آن «بخت اردشیر» بوده و گویند روستایی بوده که به دست اردشیر ساسانی توسعه یافته است. هم اکنون ویرانه های قلعه «ریشهر» در 12 کیلومتری جنوب شهر بوشهر واقع شده است. بوشهر یکی از نخستین شهرهایی است که چاپ سنگی را وارد کرده و پیش از بسیاری از شهرهای مهم ایران دارای صنایع جدیدی از قبیل یخ سازی و برق بوده است.

مردم بوشهر از نخستین ایرانیانی بودند که با مجله و روزنامه آشنا شدند. روزنامه های زیادی در اوایل ظهور این پدیده در ایران ، در بوشهر چاپ و منتشر می شد. از جمله روزنامه های مظفری ، خلیج فارس و ندای جنوب.

از جاذبه های سیاحتی شهرستان بوشهر می توان «آب انبار قوام» ، «عمارت ملک» ، «کلیسای ارامنه» ، «مسجد جامع» و ساختمان امیریه (شهرداری قدیم) را نام برد و از آثار تاریخی آن می توان به کاخ هخامنش بردک سیاه در 12 کیلومتری شمال برازجان ، آتشکده کوه مند در شهرستان دشتی ، قلعه زائر خضرخان در اهرم ، خانه شهید رئیسعلی دلواری در شهرستان تنگستان ، بندرسیراف (طاهری کنونی در شهرستان کنگان) و بندر سی نیز «شی نیز» در حوالی بندر دیلم اشاره کرد.

 

نوشته شده توسط علیرضا یزاف در 12:18 |  لينک ثابت   •